تبليغاتX
پاسخ به سوالات ریاست جمهوری

پاسخ به سوالات ریاست جمهوری

پاسخ به سوالات پرسش مهر8

سوالات پرسش مهر 9 رئيس جمهوري

رئيس جمهور در پيام آغاز سال تحصيلي ۸۸/۸۷، پرسش مهر را بيان كرد

 چه كنيم كه خدمتگزار خوبي باشيم؟

راههاي خدمتگزاري چيست؟ چگونه بايد خدمت كرد؟

 چه عواملي بايد دست به دست هم بدهند تا روحيه خدمتگزاري درجامعه گسترش پيدا بكند؟

 فوايد ونتايج خدمتگزاري چيست؟

تاثير خدمتگزاري روي كسي كه خدمت مي گذارد روي محيط اجتماعي روي منافع ومصالح ملي يك ملت ودربسط فرهنگ مهرورزي وخدمتگزاري چيست؟وظيفه آموزش وپرورش دراين رابطه چيست؟

 

  وظيفه دولت ومسئولين وظيفه رسانه ها، واصحاب فرهنگ وتبليغات درگسترش فرهنگ خدمتگزاري چيست؟

آيا بدون روحيه خدمتگزاري دربين آحاد مردم يك كشور ويك ملت مي تواند به قله هاي سعادت برسند؟

آيا بدون روحيه خدمتگزاري مشكلات جامعه برطرف مي شود ؟

آيا بدون روحيه خدمتگزاري فاصله ها وتبعيضها ومحروميت ها برطرف خواهدشد؟

 سوال اين است چگونه خدمتگزار خوبي براي جامعه باشيم؟ دانش آموزان چه مي توانند بكنند؟ چگونه مي توانند با تلاششان به كشورشان و خانواده شان خدمت كنند؟

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 6:54 قبل از ظهر  توسط حصیب حسنی  | 

مشکل بيکاري مهمترين مشکل کشور و از عوامل عدم پيشرفت در جامعه ما؟

چگونه بايد ايجاد اشتغال كرد، چگونه مي توان مشكل بيكاري جوانان كه امروز به مهمترين مشكل كشور تبديل شده است، را حل كرد؟ آيا دولت بايد بيكاران را جذب كند و براي آنها ايجاد اشتغال كند؟ آيا به غير از دولت و بخش دولتي از راه هاي ديگري نمي توان براي جوانان كار ايجاد كرد؟به اعتقاد كارشناسان و متخصصان، در شرايط فعلي كشور، بهترين روش ايجاد اشتغال و حل مسئله بيكاري، توسعه و گسترش فرهنگ كارآفريني در جامعه است. زيرا يكي از علل اصلي رشد نرخ بيكاري در كشور ما، توسعه نيافتگي فرهنگ كار و كارآفريني در جامعه است و اينكه مردم و حتي تحصيلكرده ها و فرزندان خانواده هاي متمول هم دنبال اين هستند كه ازطريق بخش دولتي كسب و كاري براي خود ايجاد كنند.

چندين سال است كه جامعه ما از بيكاري جوانان رنج مي برد و اگرچه هر روز بيش از پيش تاوان سنگين بيكاري جوانان را مي پردازيم، اما هنوز اين مشكل حل نشده است. بيكاري جوانان نه تنها ضرر و زيان هاي گوناگون اقتصادي و اجتماعي براي جامعه ما ايجاد كرده، بلكه ضربات سنگين فرهنگي و اخلاقي به جامعه وارد كرده است، به گفته جامعه شناسان و كارشناسان يكي از علل اصلي رشد بزهكاري در جوانان امروز جامعه، بيكاري است، بنابراين بايد براي اين مشكل اساسي كشور چاره انديشي شود و از راه هاي درست و مناسب آن را حل كرد، و هرچه زودتر براي جوانان ايجاد اشتغال نمود.راه هاي ايجاد اشتغال و كسب و كارچه كساني مي توانند مشكل بيكاري و كمبود اشتغال را در جامعه حل كنند؟ اقتصاد ما يك اقتصاد سه بخشي است: دولتي، تعاوني و خصوصي. تصور اكثر جوانان اين است كه دولت بايد براي آنها ايجاد كسب و كار و اشتغال نمايد. و چشم آنها كمتر متوجه ساير بخش هاي اقتصادي كشور مانند بخش خصوصي و تعاوني است. كمتر جواني را مي توان در جامعه يافت كه براي كسب و كار چشمش به دولت و كارهاي دولتي نباشد. اكثر آنها با وجود آنكه مي دانند حقوق و دستمزد در بخش دولتي پايين است و در حال حاضر اكثر كاركنان دولت با مشكل كمبود حقوق روبرو هستند، ولي با اين وجود، جوياي كار در ادارات و سازمان هاي دولتي هستند.دولت توان جذب نيروي جديد ندارديكي از نكاتي كه بايد براي جوانان و اكثر مردم روشن شود اين است كه دولت نه توان جذب نيروي انساني جديد دارد و نه اينكه بايد به او اجازه داده شود كه نيروي انساني خود را بيش از اين افزايش دهد. امروز اكثر درآمد و بودجه كشور صرف حقوق و دستمزد حجم وسيع نيروي انساني بخش دولتي مي شود. در دنيا از هيچ دولتي نمي توان اسم برد كه به اندازه دولت ايران، نيروي انساني داشته باشد. در حال حاضر حدود دو ميليون و 300 هزار نفر بدون احتساب نيروهاي مسلح (ارتش، سپاه و نيروي انتظامي) حقوق بگير دولت هستند و پرداخت حقوق اين نيروي عظيم انساني، فشار زيادي را به دولت تحميل كرده است.در سال هاي اخير اگرچه درآمدهاي نفتي و يا مالياتي كشور افزايش يافته است، ولي به دليل همين نيروي انساني عظيم، تنها بخش كوچكي از اين درآمدها صرف عمران و آباداني و توسعه كشور شده است و اكثر درآمدهاي نفتي كشور صرف پرداخت حقوق شده است، در صورتي كه اگر ما يك تعصب ملي داشته باشيم، نبايد اجازه دهيم اصلي ترين درآمد ملي كشور فقط صرف حقوق و دستمزدكاركنان دولت شود، بلكه ما بايد از دولت بخواهيم كه اين درآمدها را صرف رشد و توسعه اقتصادي كشور كه به سود همه ملت و آحاد جامعه است، كند. بنابراين نه درست و نه عاقلانه است كه مردم بخواهند كه دولت بيش از اين نيرو جذب كند.شكست اقتصاد دولتي در اكثر نقاط جهانتجربه كشورهاي گوناگون جهان به خصوص در سال هاي اخير نشان مي دهد كه اقتصاد دولتي و حكومتي در هيچ كشوري سرانجام خوشي ندارد و در اكثر كشورها نه تنها با شكست روبرو شده، بلكه يكي از عوامل اصلي فسادهاي مالي و حتي اخلاقي در آن جوامع بوده است. به همين دليل است كه در دو دهه اخير شاهد هستيم كه اكثر كشورهايي كه اقتصاد آنها به صورت دولتي اداره مي شد، ناچار شدند سيستم اقتصادي خود را متحول و دگرگون كنند و به جاي پافشاري روي اقتصاد دولتي، به ساير بخش هاي اقتصادي مانند بخش خصوصي و بخش تعاوني توجه بيشتر نمايند. كشورهاي روسيه، چين، كره و... از جمله اين كشورها هستند، به گفته سفير چين در ايران، چين توانسته است در دو دهه اخير با جذب 500 ميليارد دلار سرمايه خارجي بيش از صدها هزار شركت در چين ايجاد و راه اندازي كند و طبيعي است كه آنها از اين طريق نه تنها مشكل بيكاري حجم وسيع مردم چين را حل كرده اند، بلكه به شدت اقتصاد چين را رونق بخشيده اند و درآمدهاي عظيمي در بازار جهاني كسب كرده اند. صادرات چين در سال گذشته فقط به كشور آمريكا حدود يكصد ميليارد دلار بوده است. كشور كره همانند چين نيز يك انقلاب عظيمي در اقتصاد كشور خود بوجود آورده است و كشوري كه كل خاك آن كمتر از استان خراسان ايران است، در سال گذشته حدود 240 ميليارد دلار صادرات غير نفتي داشته است.ضرورت رشد بخش هاي تعاوني و خصوصي دركشوربه گفته دكتر محمود احمد پوردارياني عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي اميركبير و متخصص كارآفريني، امروز در تمام دنيا، دولت ها متوجه شده اند كه خودشان نمي توانند توسعه و رشد ايجاد كنند، بنابراين اكثر دولت ها در جهان سياست هايي اتخاذ مي كنند كه در كشورشان كارآفرينان رشد و نمو پيدا كنند، يعني بخش خصوصي را رشد و توسعه مي دهند تا فضاي كسب و كار ايجاد شود.دكتر احمد پوردارياني در پاسخ به اين سؤال كه چه كساني بايد در كشور ايجاد شغل كنند و مشكل بيكاري جوانان را حل كنند، مي گويد: «ايجاد شغل يا بايد توسط دولت يا شركت هاي موجود و يا شركت هاي جديد صورت گيرد. اما امروز براي همه روشن است كه نيروي انساني دولت بيش از حد سنگين شده است و ديگر قادر به استخدام نيروي جديد نيست. از طرف ديگر شركت هاي موجود نيز ظرفيت هاي محدودي دارند و قادر به جذب نيروي جديد نيستند و هر اندازه هم كه دولت بگويد، براي جذب هر نفر سه ميليون تومان مي دهد، فايده اي ندارد، چرا كه شركت هاي موجود نه تنها توان جذب نيروي جديد ندارند، بلكه برخي از آنها به خاطر كاهش هزينه ها ناچار به تعديل نيروي انساني خود مي باشند. بنابراين تنها راه حل بيكاري و جذب نيروي جديد و ايجاد اشتغال اين است كه كارآفريني در كشور توسعه يابد و شركت هاي جديد غيردولتي ايجاد شود و اكنون اين سوال مطرح مي شود كه چه كساني بايد اين كار را بكنند كه پاسخ ما اين است كساني كه ما به آنها كارآفرين مي گوييم. بايد اين كار را انجام دهندكارآفريني چيست؟وقتي از بسياري از مردم و حتي نخبگان جامعه سوال مي شود كه «كارآفريني» چيست يا «كارآفرينان» چه كساني هستند، به سرعت پاسخ مي دهند كه «كارآفريني» ايجاد كار و شغل است و «كارآفرين» ايجاد كار مي كند، در صورتي كه تعريف «كارآفريني» و «كارآفرين» اين نيست. به گفته متخصصان و كارشناسان، كارآفريني قصه زندگي انسان هاي موفق هر جامعه است كه به جاي اين كه بيايند و در جايي استخدام شوند و مشغول كار شوند، خودشان كسب و كار راه مي اندازند و به گفته دكتر احمدپور دارياني، كارآفرينان قهرمانان توسعه اقتصادي- اجتماعي جوامع مي باشند.نخستين گام جهت شناخت و تبيين درست هر مفهوم يا پديده، ارائه تعريف روشن از آن است. كارآفريني همانند ساير واژه هاي مطرح در علوم انساني، هنگامي قابل تحليل و تبيين مي باشد كه بتوان تعريف يا تعاريف روشن و مشخصي از آن ارائه نمود. از آن جا كه مفاهيم علوم انساني در زمره مفاهيم قطعي علوم فيزيك و شيمي به شمار نمي رود، ارائه يك تعريف قطعي و مشخص براي واژه هاي آن، كاري دشوار و حتي غيرممكن است. «كارآفريني» نيز يكي از واژه هايي است كه تعريف واحدي براي آن وجود ندارد و از ابتداي طرح آن در محافل علمي، تعاريف متفاوت و حتي متناقضي از ديدگاه هاي گوناگون براي آن ارائه شده است. وجود اين تفاوت ها در تعريف كارآفريني از سويي نشان دهنده گستردگي و اهميت موضوع است كه مي تواند از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرد و از سوي ديگر نشان دهنده پويايي موضوع است كه زمينه ارائه مدل ها، تعريف ها و نظرات متفاوتي را فراهم مي آورد.به منظور آگاهي دقيق و ارائه يك تعريف علمي از «كارآفريني» از دكتر محمود احمدپور دارياني به عنوان متخصص اين رشته مي خواهيم كه تعريف خود را از «كارآفريني» ارائه كند.دكتر احمدپور دارياني در پاسخ به اين سوال مي گويد: «خيلي ها فكر مي كنند كه كارآفريني به معناي آفرينش و ايجاد كار مي باشد، در صورتي كه اين يك برداشت اشتباه از كارآفريني است، من ارتباط با تحقيقي كه در دانشگاه اميركبير انجام دادم، از دو هزار نفر از مديران و مسئولان كشور خواستم كه تعريف خود را از واژه «كارآفريني» مطرح كنند، حدود 08 تا 09 درصد تعريف آنها از كارآفريني، ايجاد كار بود و طبيعي است كه وقتي متخصصان و نخبگان جامعه از اين واژه تعريف درستي نداشته باشند، عموم مردم هم تعريف روشني از كارآفريني نخواهند داشت.وي مي افزايد: «كارآفريني به معناي ايجاد كار نيست».مفهوم واژه «كارآفريني»به گفته دكتر احمد پوردارياني، واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي به معناي «متعهدشدن» (undertake) نشات گرفته است و براساس واژه نامه دانشگاهي وبستر، كارآفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل كند.دكتر احمدپور دارياني مي گويد: «من خودم در سال 9991 ميلادي(8731 هجري شمسي) يك تعريف از كارآفرين ارائه كردم و معتقدم «كارآفرين» فردي است كه داراي ايده و فكر جديد مي باشد و از طريق ايجاد كسب و كاري كه توام با مخاطره مالي و اجتماعي است، با بسيج منابع محصول، خدمت جديد به بازار ارائه مي كند، پس كارآفرين سه كار مهم مي كند كه اول ايجاد خلاقيت و نوآوري، دوم راه اندازي يك شركت يا كسب و كار و طي كردن فرايند ايجاد كسب و كار و سوم ارائه محصول و خدمت خود به بازار مي باشد. بنابراين اگر در جامعه يك كسي براي اولين بار دستمال كاغذي را توليد كرد، چون اولين بار است، اين كارآفريني كرده و او يك كارآفرين است. به عبارت ديگر آنها كه اولين ها در هر كاري هستند و با نوآوري جبهه هاي جديدي در اقتصاد باز مي كنند، كارآفرين هستند.كارآفرين كيست؟كارآفرين كيست و داراي چه ويژگي هايي است؟ دانشمندان و محققان علوم رفتاري، مديريت و اقتصاد تعاريف گوناگوني از «كارآفرين» ارائه مي كنند.به اعتقاد برخي از دانشمندان مانند ريچارد كتيلن (cattilon)، كارآفرين كسي است كه خطرپذير است و توانايي برقراري ارتباط بين توليدات و خدمات، توانايي سازماندهي و نظارت بر توليد و معرفي روش هاي جديد، محصولات جديد و يافتن بازارهاي جديد را دارد.اسكامپتر يكي ديگر از دانشمندان مي گويد: «كارآفرين كسي است كه نوآور است و قدرت خلاقيت بالايي دارد و فعاليت هاي جديدي را در قالب شركت هاي كوچك راه اندازي مي كند».كول (cole) هم مي گويد: كارآفرين به شخصي مي گويند كه بهترين و آخرين موقعيت هاي اقتصادي و تجاري را كشف مي كند و روش استفاده از اين فرصت ها را مي داند. اين فرد معمولا داراي استعداد، خلاقيت، ابتكار، سازماندهي و مديريت در سطح بالايي است.« ديويد مك كران» و «اريك فلانيگان» كارآفرينان را افرادي نوآور، با فكري متمركز و به دنبال كسب توفيق و مايل به استفاده از ميانبرها مي دانند كه كمتر مطابق كتاب كار مي كنند و در نظام اقتصادي، شركت هايي نوآور، سودآور و با رشدي سريع را ايجاد مي نمايند.   


 




چندين سال است كه جامعه ما از بيكاري جوانان رنج مي برد و اگرچه هر روز بيش از پيش تاوان سنگين بيكاري جوانان را مي پردازيم، اما هنوز اين مشكل حل نشده است. بيكاري جوانان نه تنها ضرر و زيان هاي گوناگون اقتصادي و اجتماعي براي جامعه ما ايجاد كرده، بلكه ضربات سنگين فرهنگي و اخلاقي به جامعه وارد كرده است، به گفته جامعه شناسان و كارشناسان يكي از علل اصلي رشد بزهكاري در جوانان امروز جامعه، بيكاري است، بنابراين بايد براي اين مشكل اساسي كشور چاره انديشي شود و از راه هاي درست و مناسب آن را حل كرد، و هرچه زودتر براي جوانان ايجاد اشتغال نمود.راه هاي ايجاد اشتغال و كسب و كارچه كساني مي توانند مشكل بيكاري و كمبود اشتغال را در جامعه حل كنند؟ اقتصاد ما يك اقتصاد سه بخشي است: دولتي، تعاوني و خصوصي. تصور اكثر جوانان اين است كه دولت بايد براي آنها ايجاد كسب و كار و اشتغال نمايد. و چشم آنها كمتر متوجه ساير بخش هاي اقتصادي كشور مانند بخش خصوصي و تعاوني است. كمتر جواني را مي توان در جامعه يافت كه براي كسب و كار چشمش به دولت و كارهاي دولتي نباشد. اكثر آنها با وجود آنكه مي دانند حقوق و دستمزد در بخش دولتي پايين است و در حال حاضر اكثر كاركنان دولت با مشكل كمبود حقوق روبرو هستند، ولي با اين وجود، جوياي كار در ادارات و سازمان هاي دولتي هستند.دولت توان جذب نيروي جديد ندارديكي از نكاتي كه بايد براي جوانان و اكثر مردم روشن شود اين است كه دولت نه توان جذب نيروي انساني جديد دارد و نه اينكه بايد به او اجازه داده شود كه نيروي انساني خود را بيش از اين افزايش دهد. امروز اكثر درآمد و بودجه كشور صرف حقوق و دستمزد حجم وسيع نيروي انساني بخش دولتي مي شود. در دنيا از هيچ دولتي نمي توان اسم برد كه به اندازه دولت ايران، نيروي انساني داشته باشد. در حال حاضر حدود دو ميليون و 300 هزار نفر بدون احتساب نيروهاي مسلح (ارتش، سپاه و نيروي انتظامي) حقوق بگير دولت هستند و پرداخت حقوق اين نيروي عظيم انساني، فشار زيادي را به دولت تحميل كرده است.در سال هاي اخير اگرچه درآمدهاي نفتي و يا مالياتي كشور افزايش يافته است، ولي به دليل همين نيروي انساني عظيم، تنها بخش كوچكي از اين درآمدها صرف عمران و آباداني و توسعه كشور شده است و اكثر درآمدهاي نفتي كشور صرف پرداخت حقوق شده است، در صورتي كه اگر ما يك تعصب ملي داشته باشيم، نبايد اجازه دهيم اصلي ترين درآمد ملي كشور فقط صرف حقوق و دستمزدكاركنان دولت شود، بلكه ما بايد از دولت بخواهيم كه اين درآمدها را صرف رشد و توسعه اقتصادي كشور كه به سود همه ملت و آحاد جامعه است، كند. بنابراين نه درست و نه عاقلانه است كه مردم بخواهند كه دولت بيش از اين نيرو جذب كند.شكست اقتصاد دولتي در اكثر نقاط جهانتجربه كشورهاي گوناگون جهان به خصوص در سال هاي اخير نشان مي دهد كه اقتصاد دولتي و حكومتي در هيچ كشوري سرانجام خوشي ندارد و در اكثر كشورها نه تنها با شكست روبرو شده، بلكه يكي از عوامل اصلي فسادهاي مالي و حتي اخلاقي در آن جوامع بوده است. به همين دليل است كه در دو دهه اخير شاهد هستيم كه اكثر كشورهايي كه اقتصاد آنها به صورت دولتي اداره مي شد، ناچار شدند سيستم اقتصادي خود را متحول و دگرگون كنند و به جاي پافشاري روي اقتصاد دولتي، به ساير بخش هاي اقتصادي مانند بخش خصوصي و بخش تعاوني توجه بيشتر نمايند. كشورهاي روسيه، چين، كره و... از جمله اين كشورها هستند، به گفته سفير چين در ايران، چين توانسته است در دو دهه اخير با جذب 500 ميليارد دلار سرمايه خارجي بيش از صدها هزار شركت در چين ايجاد و راه اندازي كند و طبيعي است كه آنها از اين طريق نه تنها مشكل بيكاري حجم وسيع مردم چين را حل كرده اند، بلكه به شدت اقتصاد چين را رونق بخشيده اند و درآمدهاي عظيمي در بازار جهاني كسب كرده اند. صادرات چين در سال گذشته فقط به كشور آمريكا حدود يكصد ميليارد دلار بوده است. كشور كره همانند چين نيز يك انقلاب عظيمي در اقتصاد كشور خود بوجود آورده است و كشوري كه كل خاك آن كمتر از استان خراسان ايران است، در سال گذشته حدود 240 ميليارد دلار صادرات غير نفتي داشته است.ضرورت رشد بخش هاي تعاوني و خصوصي دركشوربه گفته دكتر محمود احمد پوردارياني عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي اميركبير و متخصص كارآفريني، امروز در تمام دنيا، دولت ها متوجه شده اند كه خودشان نمي توانند توسعه و رشد ايجاد كنند، بنابراين اكثر دولت ها در جهان سياست هايي اتخاذ مي كنند كه در كشورشان كارآفرينان رشد و نمو پيدا كنند، يعني بخش خصوصي را رشد و توسعه مي دهند تا فضاي كسب و كار ايجاد شود.دكتر احمد پوردارياني در پاسخ به اين سؤال كه چه كساني بايد در كشور ايجاد شغل كنند و مشكل بيكاري جوانان را حل كنند، مي گويد: «ايجاد شغل يا بايد توسط دولت يا شركت هاي موجود و يا شركت هاي جديد صورت گيرد. اما امروز براي همه روشن است كه نيروي انساني دولت بيش از حد سنگين شده است و ديگر قادر به استخدام نيروي جديد نيست. از طرف ديگر شركت هاي موجود نيز ظرفيت هاي محدودي دارند و قادر به جذب نيروي جديد نيستند و هر اندازه هم كه دولت بگويد، براي جذب هر نفر سه ميليون تومان مي دهد، فايده اي ندارد، چرا كه شركت هاي موجود نه تنها توان جذب نيروي جديد ندارند، بلكه برخي از آنها به خاطر كاهش هزينه ها ناچار به تعديل نيروي انساني خود مي باشند. بنابراين تنها راه حل بيكاري و جذب نيروي جديد و ايجاد اشتغال اين است كه كارآفريني در كشور توسعه يابد و شركت هاي جديد غيردولتي ايجاد شود و اكنون اين سوال مطرح مي شود كه چه كساني بايد اين كار را بكنند كه پاسخ ما اين است كساني كه ما به آنها كارآفرين مي گوييم. بايد اين كار را انجام دهندكارآفريني چيست؟وقتي از بسياري از مردم و حتي نخبگان جامعه سوال مي شود كه «كارآفريني» چيست يا «كارآفرينان» چه كساني هستند، به سرعت پاسخ مي دهند كه «كارآفريني» ايجاد كار و شغل است و «كارآفرين» ايجاد كار مي كند، در صورتي كه تعريف «كارآفريني» و «كارآفرين» اين نيست. به گفته متخصصان و كارشناسان، كارآفريني قصه زندگي انسان هاي موفق هر جامعه است كه به جاي اين كه بيايند و در جايي استخدام شوند و مشغول كار شوند، خودشان كسب و كار راه مي اندازند و به گفته دكتر احمدپور دارياني، كارآفرينان قهرمانان توسعه اقتصادي- اجتماعي جوامع مي باشند.نخستين گام جهت شناخت و تبيين درست هر مفهوم يا پديده، ارائه تعريف روشن از آن است. كارآفريني همانند ساير واژه هاي مطرح در علوم انساني، هنگامي قابل تحليل و تبيين مي باشد كه بتوان تعريف يا تعاريف روشن و مشخصي از آن ارائه نمود. از آن جا كه مفاهيم علوم انساني در زمره مفاهيم قطعي علوم فيزيك و شيمي به شمار نمي رود، ارائه يك تعريف قطعي و مشخص براي واژه هاي آن، كاري دشوار و حتي غيرممكن است. «كارآفريني» نيز يكي از واژه هايي است كه تعريف واحدي براي آن وجود ندارد و از ابتداي طرح آن در محافل علمي، تعاريف متفاوت و حتي متناقضي از ديدگاه هاي گوناگون براي آن ارائه شده است. وجود اين تفاوت ها در تعريف كارآفريني از سويي نشان دهنده گستردگي و اهميت موضوع است كه مي تواند از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرد و از سوي ديگر نشان دهنده پويايي موضوع است كه زمينه ارائه مدل ها، تعريف ها و نظرات متفاوتي را فراهم مي آورد.به منظور آگاهي دقيق و ارائه يك تعريف علمي از «كارآفريني» از دكتر محمود احمدپور دارياني به عنوان متخصص اين رشته مي خواهيم كه تعريف خود را از «كارآفريني» ارائه كند.دكتر احمدپور دارياني در پاسخ به اين سوال مي گويد: «خيلي ها فكر مي كنند كه كارآفريني به معناي آفرينش و ايجاد كار مي باشد، در صورتي كه اين يك برداشت اشتباه از كارآفريني است، من ارتباط با تحقيقي كه در دانشگاه اميركبير انجام دادم، از دو هزار نفر از مديران و مسئولان كشور خواستم كه تعريف خود را از واژه «كارآفريني» مطرح كنند، حدود 08 تا 09 درصد تعريف آنها از كارآفريني، ايجاد كار بود و طبيعي است كه وقتي متخصصان و نخبگان جامعه از اين واژه تعريف درستي نداشته باشند، عموم مردم هم تعريف روشني از كارآفريني نخواهند داشت.وي مي افزايد: «كارآفريني به معناي ايجاد كار نيست».مفهوم واژه «كارآفريني»به گفته دكتر احمد پوردارياني، واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي به معناي «متعهدشدن» (undertake) نشات گرفته است و براساس واژه نامه دانشگاهي وبستر، كارآفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل كند.دكتر احمدپور دارياني مي گويد: «من خودم در سال 9991 ميلادي(8731 هجري شمسي) يك تعريف از كارآفرين ارائه كردم و معتقدم «كارآفرين» فردي است كه داراي ايده و فكر جديد مي باشد و از طريق ايجاد كسب و كاري كه توام با مخاطره مالي و اجتماعي است، با بسيج منابع محصول، خدمت جديد به بازار ارائه مي كند، پس كارآفرين سه كار مهم مي كند كه اول ايجاد خلاقيت و نوآوري، دوم راه اندازي يك شركت يا كسب و كار و طي كردن فرايند ايجاد كسب و كار و سوم ارائه محصول و خدمت خود به بازار مي باشد. بنابراين اگر در جامعه يك كسي براي اولين بار دستمال كاغذي را توليد كرد، چون اولين بار است، اين كارآفريني كرده و او يك كارآفرين است. به عبارت ديگر آنها كه اولين ها در هر كاري هستند و با نوآوري جبهه هاي جديدي در اقتصاد باز مي كنند، كارآفرين هستند.كارآفرين كيست؟كارآفرين كيست و داراي چه ويژگي هايي است؟ دانشمندان و محققان علوم رفتاري، مديريت و اقتصاد تعاريف گوناگوني از «كارآفرين» ارائه مي كنند.به اعتقاد برخي از دانشمندان مانند ريچارد كتيلن (cattilon)، كارآفرين كسي است كه خطرپذير است و توانايي برقراري ارتباط بين توليدات و خدمات، توانايي سازماندهي و نظارت بر توليد و معرفي روش هاي جديد، محصولات جديد و يافتن بازارهاي جديد را دارد.اسكامپتر يكي ديگر از دانشمندان مي گويد: «كارآفرين كسي است كه نوآور است و قدرت خلاقيت بالايي دارد و فعاليت هاي جديدي را در قالب شركت هاي كوچك راه اندازي مي كند».كول (cole) هم مي گويد: كارآفرين به شخصي مي گويند كه بهترين و آخرين موقعيت هاي اقتصادي و تجاري را كشف مي كند و روش استفاده از اين فرصت ها را مي داند. اين فرد معمولا داراي استعداد، خلاقيت، ابتكار، سازماندهي و مديريت در سطح بالايي است.« ديويد مك كران» و «اريك فلانيگان» كارآفرينان را افرادي نوآور، با فكري متمركز و به دنبال كسب توفيق و مايل به استفاده از ميانبرها مي دانند كه كمتر مطابق كتاب كار مي كنند و در نظام اقتصادي، شركت هايي نوآور، سودآور و با رشدي سريع را ايجاد مي نمايند.   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط حصیب حسنی  | 

موانع پيشرفت


مقدمه:

مقدمه:


خواف بزرگ در قبل از اسلام و نيز تا قرن هشتم هجري که سند تاريخي در دست است بطور متناوب و يا در بعضي سنوات شامل شهرستان فعلي تربت حيدريه و شهرستان کنوني خواف و قسمتي از نقاط مرزي که فعلا جزء افغانستان است ، بوده و حدود آن را از مشرق به بادغيسات هرات و از جنوب به بيابان متصل به فراه (در افغانستان فعلي) و از شمال به نيشابور و از مغرب به گناباد در قهستان نوشته اند .  در وصف مردم خواف نوشته اند که در عهد پادشاهان غزنوي ،سلجوقيان و خوارزمشاهيان و تيموريان بزرگاني از خواف به امور سياست و قضاوت و امور مهم دولتي منصوب شده بودند به طوري که آثار باستاني به جا مانده از زمانهاي گذشته نشان از تأثير سياستمداران خوافي بر پادشاهان بوده است تا اين بناها را ايجاد مي کردند . خواف فعلي که با افغانستان و شهرهاي تايباد و رشتخوار و قاين هم مرز است حدود يک دهم خواف قديم است( جمعيت فعلي شهرستان خواف يكصد هزار نفر مي باشد). از لحاظ آب و هوايي ،طبيعتي گرم و بدون باران دارد به طوري که بارندگي آن به طور متوسط از 120 ميلي متر تجاوز نمي کند . همچنين بادهايي که به باد راست تابستاني يا همان 120 روزه سيستان مشهور است در خواف نيز مي وزد . (ابراهيم زنگنه ،1370 ) در اين مقاله سعي مي شود عوامل و موانع توسعه در شهرستان خواف در پرتوي نظريات توسعه که متناسب با شهرستان باشد بيان شود . توسعه جرياني چند بعدي است که در خود تجديد سازمان و سمت گيري متفاوت کل نظام اقتصادي اجتماعي را به همراه دارد . توسعه علاوه بر بهبود در ميزان توليد و درآمد ،شامل دگرگوني در ساختهاي نهادي ،اجتماعي و همچنين ايستارها و وجهه نظرهاي عمومي مردم است . توسعه در بسياري از موارد حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز در بر مي گيرد . (ازکيا، 1370 ، ص 18 ) و هدفهاي اساسي زير را پيگيري مي کند . 1- دسترسي بيشتر مردم به امکانات تداوم بخش زندگي چون خوراک ، مسکن و بهداشت 2-  بالا رفتن سطح زندگي با افزايش درآمد ، ايجاد زمينه اشتغال ، آموزش بهتر 3- گسترش دامنه انتخاب هاي اقتصادي و اجتماعي افراد و ملت ها با رهانيدن آنها از قيد بردگي و وابستگي (کلانتري -1384)


 


موانع توسعه:


يکي از نظريه پردازان توسعه به نام راجرز عناصر فرهنگي را که به عنوان مانع توسعه عمل مي کند بيان مي کند که به بعضي از آنها اشاره مي شود يکي از اين عوامل عدم اعتماد متقابل در روابط شخصي است بدگماني و بدبيني و حسد به علت کمبود منابع و مزاياي کمياب ( ثروت زمين و...) در افرادمانع همکاري و تعاون آنها با همديگر مي شود اين عامل شايد در شهرستان خواف مشاهده مي شود عدم اعتماد متقابل به معني اين نيست که مردم در هيچ زمينه اي با هم تعاون و همکاري نکنند. مثلا، در امور خيرات ، کمک به فقرا ، ساختن مسجد از کمک کردن دريغ ندارند. يعني مردم در اموري کمک مي کنند که براي طرف مقابل سود و سرمايه اي آنچناني نداشته باشد که پيشرفت آنان را فراهم آورد، عدم اعتماد متقابل و عدم تعاون در اموري است که زمينه ساز رقابت و پيشرفت مادي آنان باشد. يعني خيلي کم افرادي در شهر بودند که سرمايه هاي اندک خود را روي هم بگذارند و در تأسيس يک کارگاه کوچک با هم همکاري کنند دومين عامل تقدير گرايي است يعني اين اعتقاد که همه چيز از قبل تعيين شده است . سرنوشت انسان رقم خورده است و تلاش انسان نمي تواند تقدير و سرنوشت را عوض کند.


اگر چه تقدير گرايي براي آرامش رواني در بعضي امور خوب است اما اگر مانع تلاش و فعاليت شود و انسان خود را ناتوان از مداخله در امور ببيند چيزي بد خواهد بود مثلاً براي افزايش بهره برداري ميزان توليدات تا سالها از سموم دفع آفات استفاده نمي کردند. مي گفتند: «رزق و روزي ما از قبل مشخص شده است.


نمي توانيم به زور چيزي به خودمان بدهيم.


اين چند روز دنيا ارزش ندارد که اين همه زحمت بکشيم. براي کي اين همه زحمت بکشيم.»


اين جملاتي است که هر يک به نوبه خود عدم کار و تلاش را تشويق مي کند . سومين عامل عدم توانايي چشم پوشي از منافع آني به خاطر منافع آتي: به اين معني که نيازهاي فوري خود را نتوانيم به منظور کسب نفع بيشتر در آينده به تأخير بيندازيم برخي از مردم شهر ما هنگام بدست آوردن سرمايه اي از محصولات خود مثل زعفران گندم يا محصولات ديگر مبالغي زياد از آن را صرف هزينه هاي جاري خود مي کند اگر بتوانند اين سرمايه ها را پس انداز کنند و اين پس اندازها را به صورت جمعي در يک فعاليت توليدي به کار گيرند زمينه رشد اقتصادي که خود يکي از ابعاد توسعه است را فراهم مي کنند.


چهارمين عامل پايين بودن سطح آرزوها مي باشد از نظر راجرز در آرزوها در جامعه دهقاني و روستايي بسيار پايين است انها فاقد انگيزه قوي بوده و هيچ گونه جاه طلبي براي پيشرفت فردي ندارند به آنچه که دارند راضي مي باشند. به طوري که انگيزه پيشرفت که يک ارزش اجتماعي است و عبارت است از ميل دستيابي فرد به برتري و کمال فردي در جامعه روستايي پايين است چنانچه در شهر ما نيز مردم انگيزه اي براي پيشرفت نداشته باشند يا پيشرفت فردي را مترادف با غرور بدانند عوامل انساني که خود يکي از وجوه توسعه مي باشد رشد نمي کند بطوري كه در بسياري از روستاهاي شهرستان سطح سواد پايين است و مردم در دهه هاي گذشته علاقه اي به ادامه تحصيل نداشتند حتي در زمينه کشاورزي و دامداري علاقه مند به توسعه نبودند و از روشهاي آبياري تحت فشار ، بذرهاي اصلاح شده تا سالها استفاده نمي کردند. در دامداري هاي خود از نژادهاي مختلط يا پر بازده به کار نمي گرفتند.(ازکيا-1370 ،65-56) از ديگر موانع توسعه پنهان کردن سرمايه است بدين معني که براي گسترش صنايع يا کارخانجات به سرمايه عظيم نيازمند است اما بعضي از سرمايه داران براي اين که از زخم زبان ديگر مردم يا اقوام خود در امان باشد سرمايه خود را از شهرستان خارج است و به سرمايه گذاري ( خصوصاً زمين) در شهرهاي ديگر مي پرداختند.


ممکن است از اين سرمايه فراوان ديگران زبان به طعنه بگشايند و مثلاً بگويند فلاني قاچاق فروش است يا فلاني رباخوار است.


پس اين عامل سرمايه ها را فراري مي دهد. سرمايه و پس انداز براي به کار انداختن کارخانجات لازم و ضروري است امروزه هم که دولت با دادن وام سعي دارد سرمايه لازم را براي مردم منطقه فراهم آورد بسياري از مردم از گرفتن وام هاي بانکي به دليل سود بالاي آن خودداري مي کنند. چرا که طبق عقايد مذهبي خود گرفتن وام با سود را خلاف شرع مقدس اسلام مي دانند و از استفاده آن نه تنها خود امتناع مي ورزند بلکه ديگران را نيز از گرفتن ان برحذر مي دارند.


قناعت از ديگر ويژگي هاي مردم شهر ماست که مانع توجه آنان به سرمايه گذاري براي کسب درآمدهاي بيشتر مي کند به طوريکه در ضرب المثل هايي که مردم استفاده مي کنند به وضوح مشاهده مي شود مثل « هر آن کس که دندان دهد نان دهد.» مي خواهيم اين سرمايه را با خودمان به کجا ببريم. ديگران که سرمايه دار شدن چه کاري انجام دادن و به کجا رسيدن که ما مي خواهيم برسيم.


از ديگر موانع توسعه کمبود امنيت يا نبود آن به دليل همسايگي با کشور افغانستان است شهرستان خواف بيشترين مرز خود را با افغانستان دارد اين امر هم انگيزه دولتهاي ايران را براي سرمايه گذاري در شهرستان گرفته است به طوري که سالهاي متمادي در معدن سنگ آهن سنگان سرمايه گذاري نمي شد و فقط به استخراج اندک از آن بسنده مي شد ترس از حمله احتمالي افغانستان سبب شده بود که بسياري از کارخانجات مرتبط به سنگ معدن آهن را در شهرستان هاي ديگر احداث کنند که حتي از لحاظ مسافت خيلي از هم دور و هزينه بر است . هر چند که مشکل سرمايه گذاري در سالهاي جاري کمي برطرف شده است « امنيت يک کالاي عمومي و زير بنايي است که مردم و بخش خصوصي تأمين آن را از دولت مي طلبند بايد توجه داشت که اختلال در عرصه امنيت بروز نا امني ، مانند اختلال همزمان کليه کالاهاي زيربنايي عمل مي کند: بنابراين ، وجود کالاي عمومي امنيت عنصر اساسي ادامه فعاليت و توسعه بخش هاي دولتي و خصوصي اقتصاد است در شرايط ناامني( نبود امنيت) دولت در ايجاد کالاي عمومي امنيت ناتوان هستند و چشم انداز هر فعاليت اقتصادي تقريباً هيچ سودي را احتمال نمي دهد. اين ناامني باعث خروج سرمايه و نيروي انساني ماهر مي شود. (ميرمحمدي-1384 ص 112- 110)


در شهرستان خواف همانطور که دولت تمايلي براي سرمايه گذاري در سالهاي قبل به دليل هم مرزي با افغانستان نداشت در مردم هم همين عدم تمايل مشاهده مي شود چرا که در سالها بعضي افغانها با آدم ربايي و قاچاق مواد مخدر جو ترس و وحشت را در مردم بوجود آورده بودند  به طوري که بعضي سالها مردم سر شب از خانه بيرون نمي آمدند اين امر  امنيت رواني مردم را هم از بين برده بودند و فقط فکر مردم را به تأمين ادامه امنيت معطوف کرده بود و از توجه به تحقق نياز خود شکوفايي منصرف شده بودند. همچنين علاوه بر اينها مردم خود نيز توانايي ريسک و اقدام به کارهاي بزرگ را در خود نمي ديدند و در عرصه اقتصاد که نياز به سرمايه زياد داشت ريسک نمي کردند که يکي از علت هاي آن نبود همين فضاي امنيت است . پس سرمايه خود را به فضاي امن مي بردند. يکي ديگر از موانع توسعه که راجرز به آن اشاره مي کند وابستگي و دشمني نسبت به دولت است. راجرز مي گويد که رابطه مردم با مأموران دولتي بر اساس حفظ فاصله ، دوري کردن و عدم اعتماد است و مردم غالباً دولت را عليه خود مي دانند که ممکن است در موقع ضروري سرمايه هاي آنان را به يغما برد. در ايران نيز معمولاً تصورات مردم که ميراث دوران استعمار بيگانگان است دولت را دشمن خود مي داند اين تصورات که شايد بيشتر نادرست باشد بارها به ضرر آنها بوده است. مثلاً فرض کنيد مردم خواف اين گونه تصور کنند که جوي مذهب آنها تسنن است دولت به آنها کمک نخواهد کرد و مانع توسعه آنها خواهد شد همين تصور براي عدم رشد آنها کافي است چرا که اين امر را از تلاش باز مي دارد و عقب افتادگي خود را به گردن دولت مي اندازند مثلاً مي گويند کارخانه در شهر ما نمي زنند چون داراي اين مذهب هستيم حال آنکه در اکثر کشورها و از جمله کشور ما گرفتن مجوز براي فعاليت هاي صنعتي در صورت وجود شرايط طبيعي بستگي به چانه زني مردم و تقاضاي هاي مکرر آنها از دولت دارد وجود اين تصور منفي آنها را از چانه زني باز مي دارد و هر گونه عدم موفقيت خود را به اين عامل مرتبط مي کنند هر چند که اين تصور باطل و غلط است اما ممکن است در بين مردم وجود داشته باشد از طرفي از نظر راجرز مردم روستايي به دولت وابستگي افراطي نشان مي دهند به اين معني که مردم فکر مي کنند اصلاح و بهبود منطقه آنها بايد توسط دولت انجام شود. و مردم هم براي انجام امور عامه به نظرات دولت وابسته اند اين تصور شايد در کشور و منطقه ما هم باشد که خود از موانع توسعه مي باشد. در کنار اين عوامل بادهاي گرم و سوزان تابستاني و آب و هواي گرم و خشک و کمبود آب در خواف خود مزيد بر علت شده و زمينه هاي مناسب طبيعي براي توسعه را گرفته است.


 امکانات و عوامل توسعه يافتگي:


در کنار عواملي که به عنوان موانع توسعه ياد شده در شهرستان خواف عوامل فرهنگي بالنده وجود دارد که زمينه ساز توسعه مي باشند که در صورت استفاده بهينه از آنها توسعه يافتگي دور از انتظار نخواهد بود 1- احترام مردم به روحانيون و اطاعت از آنها : حال اگر علما و روحانيون با گسترش ارزشهاي اسلامي که بر کار و تلاش تأکيد مي کند مردم را تشويق به کارهاي جمعي و تعاوني کنند مردم در اين زمينه به خوبي استقبال خواهند کرد آنچه که براي توسعه مهم است گسترش ارزشهايي است که به صرفه جويي ، قناعت ، تلاش زياد و مسئوليت پذيري اهميت مي دهد اين ارزشها را بايد در بين مردم انتشار داد در اين زمينه پذيرش ذهني مردم و عمل به گفته هاي علما زياد است. 2- وجود جوانان مستعد که علاوه بر وجود استعداد براي تحصيل داراي اخلاق لازم براي کار مي باشند جوانان اين استعداد را دارند که زير کار شانه خالي نکنند.3- مي توان همسايگي با افغانستان را يک امکان و فرصت مهم دانست به خصوص که راه آهن ايران افغانستان از مسير خواف مي گذرد جوانان مي توانند با همکاري همديگر و دولت کارگاه ها و کارخانه هايي را متناسب با نيازمنديهاي آن کشور ايجاد کنند. که اين امر نياز سنجي مناطق همجوار با منطقه ما را مي طلبد.


در پايان اميدواريم همت والاي مردم و مسئولين همپاي همديگر شوند تا زمينه رشد و شکوفايي اين شهر فراهم شود.


  


منابع:


1-   ازکيا ، مصطفي ، مقدمه اي بر جامعه شناسي توسعه روستايي ، 1370 ، انتشارات اطلاعات.


2-               زنگنه ، ابراهيم ، تاريخ رجال شرق خراسان ، جلد اول ، 1370.


3-   کلانتري ، صمد و گنجي ، محمد ، شاخص هاي توسعه اجتماعي و اقتصادي ايران ، مجله اطلاعات سياسي ، اقتصادي ، شماره 212-211 فروردين و ارديبهشت 1384.


4-   ميرمحمدي ، سيد محمد ، توسعه و امنيت ، مجله فرهنگ و انديشه ، شماره 14 و 15 تابستان و پاييز 1384 .


خواف بزرگ در قبل از اسلام و نيز تا قرن هشتم هجري که سند تاريخي در دست است بطور متناوب و يا در بعضي سنوات شامل شهرستان فعلي تربت حيدريه و شهرستان کنوني خواف و قسمتي از نقاط مرزي که فعلا جزء افغانستان است ، بوده و حدود آن را از مشرق به بادغيسات هرات و از جنوب به بيابان متصل به فراه (در افغانستان فعلي) و از شمال به نيشابور و از مغرب به گناباد در قهستان نوشته اند .  در وصف مردم خواف نوشته اند که در عهد پادشاهان غزنوي ،سلجوقيان و خوارزمشاهيان و تيموريان بزرگاني از خواف به امور سياست و قضاوت و امور مهم دولتي منصوب شده بودند به طوري که آثار باستاني به جا مانده از زمانهاي گذشته نشان از تأثير سياستمداران خوافي بر پادشاهان بوده است تا اين بناها را ايجاد مي کردند . خواف فعلي که با افغانستان و شهرهاي تايباد و رشتخوار و قاين هم مرز است حدود يک دهم خواف قديم است( جمعيت فعلي شهرستان خواف يكصد هزار نفر مي باشد). از لحاظ آب و هوايي ،طبيعتي گرم و بدون باران دارد به طوري که بارندگي آن به طور متوسط از 120 ميلي متر تجاوز نمي کند . همچنين بادهايي که به باد راست تابستاني يا همان 120 روزه سيستان مشهور است در خواف نيز مي وزد . (ابراهيم زنگنه ،1370 ) در اين مقاله سعي مي شود عوامل و موانع توسعه در شهرستان خواف در پرتوي نظريات توسعه که متناسب با شهرستان باشد بيان شود . توسعه جرياني چند بعدي است که در خود تجديد سازمان و سمت گيري متفاوت کل نظام اقتصادي اجتماعي را به همراه دارد . توسعه علاوه بر بهبود در ميزان توليد و درآمد ،شامل دگرگوني در ساختهاي نهادي ،اجتماعي و همچنين ايستارها و وجهه نظرهاي عمومي مردم است . توسعه در بسياري از موارد حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز در بر مي گيرد . (ازکيا، 1370 ، ص 18 ) و هدفهاي اساسي زير را پيگيري مي کند . 1- دسترسي بيشتر مردم به امکانات تداوم بخش زندگي چون خوراک ، مسکن و بهداشت 2-  بالا رفتن سطح زندگي با افزايش درآمد ، ايجاد زمينه اشتغال ، آموزش بهتر 3- گسترش دامنه انتخاب هاي اقتصادي و اجتماعي افراد و ملت ها با رهانيدن آنها از قيد بردگي و وابستگي (کلانتري -1384)


 


موانع توسعه:


يکي از نظريه پردازان توسعه به نام راجرز عناصر فرهنگي را که به عنوان مانع توسعه عمل مي کند بيان مي کند که به بعضي از آنها اشاره مي شود يکي از اين عوامل عدم اعتماد متقابل در روابط شخصي است بدگماني و بدبيني و حسد به علت کمبود منابع و مزاياي کمياب ( ثروت زمين و...) در افرادمانع همکاري و تعاون آنها با همديگر مي شود اين عامل شايد در شهرستان خواف مشاهده مي شود عدم اعتماد متقابل به معني اين نيست که مردم در هيچ زمينه اي با هم تعاون و همکاري نکنند. مثلا، در امور خيرات ، کمک به فقرا ، ساختن مسجد از کمک کردن دريغ ندارند. يعني مردم در اموري کمک مي کنند که براي طرف مقابل سود و سرمايه اي آنچناني نداشته باشد که پيشرفت آنان را فراهم آورد، عدم اعتماد متقابل و عدم تعاون در اموري است که زمينه ساز رقابت و پيشرفت مادي آنان باشد. يعني خيلي کم افرادي در شهر بودند که سرمايه هاي اندک خود را روي هم بگذارند و در تأسيس يک کارگاه کوچک با هم همکاري کنند دومين عامل تقدير گرايي است يعني اين اعتقاد که همه چيز از قبل تعيين شده است . سرنوشت انسان رقم خورده است و تلاش انسان نمي تواند تقدير و سرنوشت را عوض کند.


اگر چه تقدير گرايي براي آرامش رواني در بعضي امور خوب است اما اگر مانع تلاش و فعاليت شود و انسان خود را ناتوان از مداخله در امور ببيند چيزي بد خواهد بود مثلاً براي افزايش بهره برداري ميزان توليدات تا سالها از سموم دفع آفات استفاده نمي کردند. مي گفتند: «رزق و روزي ما از قبل مشخص شده است.


نمي توانيم به زور چيزي به خودمان بدهيم.


اين چند روز دنيا ارزش ندارد که اين همه زحمت بکشيم. براي کي اين همه زحمت بکشيم.»


اين جملاتي است که هر يک به نوبه خود عدم کار و تلاش را تشويق مي کند . سومين عامل عدم توانايي چشم پوشي از منافع آني به خاطر منافع آتي: به اين معني که نيازهاي فوري خود را نتوانيم به منظور کسب نفع بيشتر در آينده به تأخير بيندازيم برخي از مردم شهر ما هنگام بدست آوردن سرمايه اي از محصولات خود مثل زعفران گندم يا محصولات ديگر مبالغي زياد از آن را صرف هزينه هاي جاري خود مي کند اگر بتوانند اين سرمايه ها را پس انداز کنند و اين پس اندازها را به صورت جمعي در يک فعاليت توليدي به کار گيرند زمينه رشد اقتصادي که خود يکي از ابعاد توسعه است را فراهم مي کنند.


چهارمين عامل پايين بودن سطح آرزوها مي باشد از نظر راجرز در آرزوها در جامعه دهقاني و روستايي بسيار پايين است انها فاقد انگيزه قوي بوده و هيچ گونه جاه طلبي براي پيشرفت فردي ندارند به آنچه که دارند راضي مي باشند. به طوري که انگيزه پيشرفت که يک ارزش اجتماعي است و عبارت است از ميل دستيابي فرد به برتري و کمال فردي در جامعه روستايي پايين است چنانچه در شهر ما نيز مردم انگيزه اي براي پيشرفت نداشته باشند يا پيشرفت فردي را مترادف با غرور بدانند عوامل انساني که خود يکي از وجوه توسعه مي باشد رشد نمي کند بطوري كه در بسياري از روستاهاي شهرستان سطح سواد پايين است و مردم در دهه هاي گذشته علاقه اي به ادامه تحصيل نداشتند حتي در زمينه کشاورزي و دامداري علاقه مند به توسعه نبودند و از روشهاي آبياري تحت فشار ، بذرهاي اصلاح شده تا سالها استفاده نمي کردند. در دامداري هاي خود از نژادهاي مختلط يا پر بازده به کار نمي گرفتند.(ازکيا-1370 ،65-56) از ديگر موانع توسعه پنهان کردن سرمايه است بدين معني که براي گسترش صنايع يا کارخانجات به سرمايه عظيم نيازمند است اما بعضي از سرمايه داران براي اين که از زخم زبان ديگر مردم يا اقوام خود در امان باشد سرمايه خود را از شهرستان خارج است و به سرمايه گذاري ( خصوصاً زمين) در شهرهاي ديگر مي پرداختند.


ممکن است از اين سرمايه فراوان ديگران زبان به طعنه بگشايند و مثلاً بگويند فلاني قاچاق فروش است يا فلاني رباخوار است.


پس اين عامل سرمايه ها را فراري مي دهد. سرمايه و پس انداز براي به کار انداختن کارخانجات لازم و ضروري است امروزه هم که دولت با دادن وام سعي دارد سرمايه لازم را براي مردم منطقه فراهم آورد بسياري از مردم از گرفتن وام هاي بانکي به دليل سود بالاي آن خودداري مي کنند. چرا که طبق عقايد مذهبي خود گرفتن وام با سود را خلاف شرع مقدس اسلام مي دانند و از استفاده آن نه تنها خود امتناع مي ورزند بلکه ديگران را نيز از گرفتن ان برحذر مي دارند.


قناعت از ديگر ويژگي هاي مردم شهر ماست که مانع توجه آنان به سرمايه گذاري براي کسب درآمدهاي بيشتر مي کند به طوريکه در ضرب المثل هايي که مردم استفاده مي کنند به وضوح مشاهده مي شود مثل « هر آن کس که دندان دهد نان دهد.» مي خواهيم اين سرمايه را با خودمان به کجا ببريم. ديگران که سرمايه دار شدن چه کاري انجام دادن و به کجا رسيدن که ما مي خواهيم برسيم.


از ديگر موانع توسعه کمبود امنيت يا نبود آن به دليل همسايگي با کشور افغانستان است شهرستان خواف بيشترين مرز خود را با افغانستان دارد اين امر هم انگيزه دولتهاي ايران را براي سرمايه گذاري در شهرستان گرفته است به طوري که سالهاي متمادي در معدن سنگ آهن سنگان سرمايه گذاري نمي شد و فقط به استخراج اندک از آن بسنده مي شد ترس از حمله احتمالي افغانستان سبب شده بود که بسياري از کارخانجات مرتبط به سنگ معدن آهن را در شهرستان هاي ديگر احداث کنند که حتي از لحاظ مسافت خيلي از هم دور و هزينه بر است . هر چند که مشکل سرمايه گذاري در سالهاي جاري کمي برطرف شده است « امنيت يک کالاي عمومي و زير بنايي است که مردم و بخش خصوصي تأمين آن را از دولت مي طلبند بايد توجه داشت که اختلال در عرصه امنيت بروز نا امني ، مانند اختلال همزمان کليه کالاهاي زيربنايي عمل مي کند: بنابراين ، وجود کالاي عمومي امنيت عنصر اساسي ادامه فعاليت و توسعه بخش هاي دولتي و خصوصي اقتصاد است در شرايط ناامني( نبود امنيت) دولت در ايجاد کالاي عمومي امنيت ناتوان هستند و چشم انداز هر فعاليت اقتصادي تقريباً هيچ سودي را احتمال نمي دهد. اين ناامني باعث خروج سرمايه و نيروي انساني ماهر مي شود. (ميرمحمدي-1384 ص 112- 110)


در شهرستان خواف همانطور که دولت تمايلي براي سرمايه گذاري در سالهاي قبل به دليل هم مرزي با افغانستان نداشت در مردم هم همين عدم تمايل مشاهده مي شود چرا که در سالها بعضي افغانها با آدم ربايي و قاچاق مواد مخدر جو ترس و وحشت را در مردم بوجود آورده بودند  به طوري که بعضي سالها مردم سر شب از خانه بيرون نمي آمدند اين امر  امنيت رواني مردم را هم از بين برده بودند و فقط فکر مردم را به تأمين ادامه امنيت معطوف کرده بود و از توجه به تحقق نياز خود شکوفايي منصرف شده بودند. همچنين علاوه بر اينها مردم خود نيز توانايي ريسک و اقدام به کارهاي بزرگ را در خود نمي ديدند و در عرصه اقتصاد که نياز به سرمايه زياد داشت ريسک نمي کردند که يکي از علت هاي آن نبود همين فضاي امنيت است . پس سرمايه خود را به فضاي امن مي بردند. يکي ديگر از موانع توسعه که راجرز به آن اشاره مي کند وابستگي و دشمني نسبت به دولت است. راجرز مي گويد که رابطه مردم با مأموران دولتي بر اساس حفظ فاصله ، دوري کردن و عدم اعتماد است و مردم غالباً دولت را عليه خود مي دانند که ممکن است در موقع ضروري سرمايه هاي آنان را به يغما برد. در ايران نيز معمولاً تصورات مردم که ميراث دوران استعمار بيگانگان است دولت را دشمن خود مي داند اين تصورات که شايد بيشتر نادرست باشد بارها به ضرر آنها بوده است. مثلاً فرض کنيد مردم خواف اين گونه تصور کنند که جوي مذهب آنها تسنن است دولت به آنها کمک نخواهد کرد و مانع توسعه آنها خواهد شد همين تصور براي عدم رشد آنها کافي است چرا که اين امر را از تلاش باز مي دارد و عقب افتادگي خود را به گردن دولت مي اندازند مثلاً مي گويند کارخانه در شهر ما نمي زنند چون داراي اين مذهب هستيم حال آنکه در اکثر کشورها و از جمله کشور ما گرفتن مجوز براي فعاليت هاي صنعتي در صورت وجود شرايط طبيعي بستگي به چانه زني مردم و تقاضاي هاي مکرر آنها از دولت دارد وجود اين تصور منفي آنها را از چانه زني باز مي دارد و هر گونه عدم موفقيت خود را به اين عامل مرتبط مي کنند هر چند که اين تصور باطل و غلط است اما ممکن است در بين مردم وجود داشته باشد از طرفي از نظر راجرز مردم روستايي به دولت وابستگي افراطي نشان مي دهند به اين معني که مردم فکر مي کنند اصلاح و بهبود منطقه آنها بايد توسط دولت انجام شود. و مردم هم براي انجام امور عامه به نظرات دولت وابسته اند اين تصور شايد در کشور و منطقه ما هم باشد که خود از موانع توسعه مي باشد. در کنار اين عوامل بادهاي گرم و سوزان تابستاني و آب و هواي گرم و خشک و کمبود آب در خواف خود مزيد بر علت شده و زمينه هاي مناسب طبيعي براي توسعه را گرفته است.


 امکانات و عوامل توسعه يافتگي:


در کنار عواملي که به عنوان موانع توسعه ياد شده در شهرستان خواف عوامل فرهنگي بالنده وجود دارد که زمينه ساز توسعه مي باشند که در صورت استفاده بهينه از آنها توسعه يافتگي دور از انتظار نخواهد بود 1- احترام مردم به روحانيون و اطاعت از آنها : حال اگر علما و روحانيون با گسترش ارزشهاي اسلامي که بر کار و تلاش تأکيد مي کند مردم را تشويق به کارهاي جمعي و تعاوني کنند مردم در اين زمينه به خوبي استقبال خواهند کرد آنچه که براي توسعه مهم است گسترش ارزشهايي است که به صرفه جويي ، قناعت ، تلاش زياد و مسئوليت پذيري اهميت مي دهد اين ارزشها را بايد در بين مردم انتشار داد در اين زمينه پذيرش ذهني مردم و عمل به گفته هاي علما زياد است. 2- وجود جوانان مستعد که علاوه بر وجود استعداد براي تحصيل داراي اخلاق لازم براي کار مي باشند جوانان اين استعداد را دارند که زير کار شانه خالي نکنند.3- مي توان همسايگي با افغانستان را يک امکان و فرصت مهم دانست به خصوص که راه آهن ايران افغانستان از مسير خواف مي گذرد جوانان مي توانند با همکاري همديگر و دولت کارگاه ها و کارخانه هايي را متناسب با نيازمنديهاي آن کشور ايجاد کنند. که اين امر نياز سنجي مناطق همجوار با منطقه ما را مي طلبد.


در پايان اميدواريم همت والاي مردم و مسئولين همپاي همديگر شوند تا زمينه رشد و شکوفايي اين شهر فراهم شود.


  


منابع:


1-   ازکيا ، مصطفي ، مقدمه اي بر جامعه شناسي توسعه روستايي ، 1370 ، انتشارات اطلاعات.


2-               زنگنه ، ابراهيم ، تاريخ رجال شرق خراسان ، جلد اول ، 1370.


3-   کلانتري ، صمد و گنجي ، محمد ، شاخص هاي توسعه اجتماعي و اقتصادي ايران ، مجله اطلاعات سياسي ، اقتصادي ، شماره 212-211 فروردين و ارديبهشت 1384.


4-   ميرمحمدي ، سيد محمد ، توسعه و امنيت ، مجله فرهنگ و انديشه ، شماره 14 و 15 تابستان و پاييز 1384 .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط حصیب حسنی  | 

ديدگاه دكتر احمدي نژاد در مورد پرسش مهر8

آقاي دکتراحمدي نژاد اظهار داشت: تعالي همه جانبه كشور يعني پيشرفت همه جانبه كشور، يعني پيشرفت علمي، صنعتي، فناوري، كشاورزي، اقتصادي ، فرهنگي و اخلاقي.
وي گفت: ملت ما شايسته نشستن بر قله‌هاي جهاني است . ملت ما شايستگي آن را دارد كه درهمه زمينه‌ها در مقابل و پيشاپيش همه ملت‌ها قرار گيرد.
رييس جمهوري‌اضافه كرد: ملت ما شايسته فتح قله‌هاي بلند است. امروز بايد براي تعالي همه جانبه كشور دست به دست هم بدهيم.
احمدي نژاد افزود: سوال اين است
"عواملي كه ما را در مسير پيشرفت همه جانبه قرار مي‌دهد، چيست ؟"
وي سپس توضيح داد: همبستگي و وحدت ، كار علمي و علم آموزي ، ايمان به خدا، دلسوزي براي يكديگر ، عشق به هموطن ، عشق به خدا،عشق به ايران عزيز، كار ،تلاش و مجاهدت پيگير، خلاقيت و نگاه به قله‌هاي بلند و آرمانهاي الهي همه اينها عواملي هستند كه ما را به قله پيشرفت همه جانبه هدايت و ما را در اين مسير ياري مي‌كنند.
رييس جمهوري همچنين پرسيد:
" عوامل پيشرفت ، راه‌هاي پيشرفت و موانع پيشرفت چيست و چه چيزهايي مانع پيشرفت ماست؟
 جناب آقاي احمدي نژاد سپس افزود :تفرقه ، سستي ، آسيب پذيري فرهنگي ، عدم شناخت دشمنان و توطئه‌هاي آنها ، عدم دفاع جانانه در مقابل هجوم دشمنان، از دست دادن خودباوري ، شجاعت ، ابتكار و خلاقيت و از دست دادن فرصت‌ها از موانع پيشرفت است.
رييس جمهوري اضافه كرد:سوال ديگر اين است كه موانع پيشرفت كدامند و چه كنيم‌تا موانع را از پيش رو برداريم و با سرعت به سمت قله‌ها حركت كنيم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط حصیب حسنی  | 

تعريف رشد و توسعه :

تعريف رشد و توسعه :


 

مقصود از « رشد » صرف افزايش توليد مي باشد و بنابراين يك مفهوم كمي است ، اگر در دوره اي معين توليد در جامعه اي نسبت به دوره قبل افزايش يابد  مي گوييم رشد صورت گرفته است اين افزايش مي تواند ناشي از افزايش سطح زير كشت ، تاسيس كارخانجات جديد ، گسترش و وسعت بخشيدن به مراكز توليد فعلي و ... باشد .


 

اما مفهوم توسعه « دلالت بر ظهور پديده ديگري در كنار افزايش توليد دارد و آن را مي توان يك مفهوم كيفي دانست هر گاه جامعه اي با بكارگيري روشهاي بهتر و تكنولوژي مناسبتر ظرفيت توليدي خويش را افزايش داده و بدين ترتيب از امكانات و منابع خويش به طريق بهتري استفاده نمايد مي گوييم در مسير توسعه و پيشرفت گام بر مي دارد .» 


 

مشاهده مي گردد كه مفهوم توسعه دلالت بر رشد نيز دارد، يعني استفاده بهتر از منابع و امكانات لزوما افزايش توليد را به دنبال دارد ولي هر افزايش  توليدي را  نمي توان توسعه دانست اگر توجه خويشرا به مثال سطح  زير كشت معطوف مي نماييم . مي توان افزايش توليد ناشي  از افزايش سطح زير كشت را رشد و  افزايش توليد ناشي  از بهبود از بهبود روشها ، بكارگيري بذر اصلاح شده و سموم دفع آفات نباتي و تكنولوژي برتر را مثالي براي توسعه قلمدار نمود .


 

نكته ديگري كه بايد بدان توجه نمود اين است كه رشد را مي توان  در قلمرو دو دوره متوالي اندازه گرفت مثلا مي گوييم در سال 1374 نسبت به سال قبل 5 درصد رشد داشته است اما توسعه را نمي توان در يك فاصله زماني كوتاه دوساله بررسي نمود، توسعه فرآنيدي  است كه در طول فاصله زماني طولاني تري اتفاق مي افتد و در واقع اثر آن در چنين دوره هاي كوتاهي چندان مشهور نيست .


 

با توجه به تعريف فوق و تعاريف ديگري كه شده ، هر يك از دانشمندان علوم اقتصادي و اجتماعي به گونه اي و از زاويه اي به بحث و تفسير ان و فرق اين دو و شاخص هاي مربوط به  آن و عوامل توسعه يافتگي و توسعه نيافتگي و توسعه روستايي ، كشاورزي ، صنعتي و يا غيره پرداخته اند .


 

آنچه از نظر ما مهم است بار مكتبي و معنوي و اخلاقي و انساني اين كلمات و ابعاده وسيع و ظريف و كيفي و ارزشي آن است .


 

توسعه در راستاي رشد معنوي و الهي و تقرب انسانها و جامعه اي الي الله و كليه عواملي كه به افزايش حجم معنوي و اخلاقي و تربيتي و حيات طيبه انساني كمك مي كند و يا آنها را در اين رابطه تغذيه و تقويت مي نمايد و يا  موانع و آفتها را مي زدايد و در سايه اين روح معنوي و الهي حاكم بر اشخاص و ملت و جامعه روابط انساني و الهي را در جامعه برقرار مي نمايد و موجب حسن روابط اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي  وفرهنگي  در جامعه مي گردد و ريشه هاي بدخواهي ، نخوت ، غرور ، خودكامگي  ، فريب ، زور ، تقلب ، ظلم و استثمار را  مي خشكاند و زيمنه  تبديل فضاهاي مادي و چپاول  و حرص و طمع و تبيعيض و اجحاف را به فضاي تعاون ، تعادل ، محبت ، اخوت و  سرنوشت ملتهاي ديگر و نسلها و عصرهاي  ديگر تبديل مي نمايد .


 

فرد ، ملت ،  حكومت و دلوت ، همه و همه با يك عينك الهي و نشات گرفته از روح ايمان و تقوي به مسائل مي نگرند و همه خود را در سعادت و حيات جامعه شريك مي دانند و احساس مسئوليت مي كنند و در حقيقت توسعه وسعت قلب و جان و دل و روح ايمان و استقلال و آزادگي و عدالت خوهي و عزت و شرف و  ... است كه در كالبد و قالب جامعه ريخته مي شود و روابط جامعه را بر آن اساس تنظيم مي كند و انند موتور ، جامعه را به حركت در مي آورد و به همه قدرت و نشاظ و حس و حركت مي دهد و در همه روح وجدان و احساس مسئوليت و تكليف مي دمد و در اين راستا حيات جديد و شاخص هاي جديد مطرح مي شود كه قابل اندازه گيري كمي و با دستگاههاي مادي و فيزيكي و  سنجش  با عوامل ظاهري نيست بلكه عوامل معنوي و مادي و بركات آسمان و زمين و عشق  وپرستش  و شور و ايمان و احساس و عدالت و تقوي و محبت همه دست به دست هم مي دهد و سرنوشت يك جامعه را با شكوه و عظمت ايمان و اسلام رقم مي زند و معيارهاي جديدي را براي سنجش و ارزيابي و ارتباط در جهان مطرح مي كند و الگويي مي سازد كه با الگوهاي شرقي و غربي مقايسه و ارزيابي نخواهد بود ، بلكه از توسعه است كه بشريت قرن بيستم و پيشرفته و دنياي صنعت و تكنولوژي انبوه غرب ، از فقدان آن رنج مي برد و آرامش روحي و  معنويت و  اخلاق و روابط انساني و انس با خدا و حق ندارد  .


 

لذا تعاريف ديگر براي توسعه هر يك از بعد و زاويه  خاص انجام گرفته و توسعه را با توجه به جهان بيني و ايدئولوژي و نظام ارزشي حاكم و وابستگي مكتبي يا سياسي خود ترجمه و تفسير  كرده اند ، ولي مفهوم عميق و اصيل و جامع و شامل آن ، به صورتي  است كه بيان شده و همه مفاهيم ديگر توسعه را در برگرفته يا بر اين اساس قابل اصلاح و تكميل است و الا مفاهيمي كه در نظام سرمايه داري و سوسياليستي و با توجه به مباني و اصول و اهداف و رازشهاي حاكم بر اين نظام ها مطرح مي شود از ديدگاه ما و نظام ارزشي اسلام و عمق مفاهيم و تعاليم عاليه آن و تعالي انسان و هويت و شخصيت و انسانيت انسان و عدالت و توحيد سازگار نيست .


 

به اعتقاد بسياري از صاحبنظران اقتصادي و اجتماعي  ، توسعه را بايد به عنوان يك حمله حساب شده به بدترين شكلهاي فقر دانست ، اهداف توسعه  بايد به صورت كاهش تدريجي فقر و تلاش براي از بين بردن بيماري ، بيسوادي ، بيكاري و نابرابريهاي اجتماعي طراحي و تعقيب شود .


 

جامعه مورد نظر قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، جامعه اي است كه در آن بر پايه اصول اسلام كرامت و آزادي انسان  حفظ گرديده و شرايط رشد او در حركت بسوي اهداف الهي فراهم آمده باشد در چنين جامعه اي اقتصاد وسيله است و بديهي است كه از وسيله انتظاري جز كارايي بهتر در راه وصول به هدف نمي توان داشت  ، بنابراين در به وجود آوردن و تحكيم بنيادهاي اقتصادي آنچه به عنوان اصل بايد مورد توجه قرار گيرد ، رفع نيازهاي انسان در جريان رشد و تكامل او  مي باشد . البته اين نيازها مشتمل بر دو گروه نيازهاي فردي (خوراك ، پوشاك ، مسكن ، بهداشت و درمان ، آموزش و پرورش ، تشكيل خانواده ، داشتن شغل و آزادي انتخاب آن ، فرصت براي خودسازي معنوي ، سياسي ، اجتماعي و شركت فعال در رهبري كشور و افزايش مهارت و ابتكار ) و نيازهاي اجتماعي ( تامين اجتماعي ، امنيت قضايي ، توان دفاعي ،  تكنولوژي پيشرفته ، محيط زيست سالم ) مي باشد .

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط حصیب حسنی  | 

اهداف وبلاگ

این وبلاگ در راستای تحقق اهداف ریاست محترم جمهور کشورمان و پس از طرح سوالات پرسش مهر 8 ایجاد گردیده است.سولات پرسش مهر 8 عبارتند از: 1-عواملي كه ما را در مسير پيشرفت همه جانبه قرار مي‌دهد، چيست؟2- عوامل پيشرفت،راه‌هاي پيشرفت و موانع پيشرفت چيست و چه چيزهايي مانع پيشرفت ماست؟ 3-موانع پيشرفت كدامند و چه كنيم تا موانع را از پيش رو برداريم و با سرعت به سمت قله‌ها حركت كنيم؟
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط حصیب حسنی  | 

متن کامل سخنرانی رییس جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد
پیشنهاد دکتر احمدی نژاد برای تشکیل جبهه« همبستگي براي صلح»


 

رییس جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر لزوم اصلاح ساختار سازمان ملل متحد بویژه شورای امنیت، پیشنهاد تشکیل جبهه برادري، دوستي و صلح پايدار برپايه خداپرستي و عدالت را تحت عنوان "همبستگي براي صلح" به جهانیان ارایه کرد.
دکتر محمود احمدی نژاد عصر امروز به وقت محلی در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد برخی چالش های امروز جهان را برشمرد و با تاکید بر اینکه دوران مناسبات برخاسته از جنگ دوم جهاني و دوران انديشه هاي مادي مبتني بر خودخواهي و سيطره طلبي پايان يافته است، تصریح کرد: ملتها و دولت ها مجبور نيستند كه تابع بي عدالتي برخي قدرتهایی باشند كه شايستگي رهبري و تدبير امور جهان را از دست داده اند .
رییس جمهوری اسلامی ایران با بیان اینکه بشر از يك گردنه سنگين تاريخي عبور كرده و دوران گرايش به توحيد ، پاكي ، مهرورزي ، احترام به ديگران ، عدالت و صلح طلبي واقعي آغاز شده است، اظهارداشت: طبق وعده الهي حق پيروز است و زمين به انسانهاي صالح به ارث خواهد رسيد و آزادگان ، مومنان و مردم جهان باید با خدمت به انسانها و عدالت خواهي، فرصت تحقق اين وعده بزرگ الهي را فراهم كنند .
دکتر احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود بابیان اینکه موضوع هسته اي ايران خاتمه يافته و به يك امر عادي در آژانس بین المللی انرژی اتمی بدل شده است، تاکید کرد: ملت ايران برخلاف قدرتهاي انحصار طلب آماده است دستاوردهای خود درزمینه دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای را در اختیار دیگر کشورها قرار دهد.
دکتر محمود احمدی نژاد ، بااشاره به رفتارهای ناشایست برخی قدرت ها در برخورد با ملت ایران در مساله هسته ای گفت: به كساني كه حدود پنج سال مزاحم ملت ايران شدند نصيحت مي كنم كه از تاريخ و اقدامات اخيرخود عبرت بگيرند و با ديگر اعضاء سازمانهاي بين المللي چنين نكنند و آبروي سازمانهاي جهاني را قرباني خواسته هاي خود نكنند زیرا امروز ملتها بيدارند و مي ايستند.

****************************************************************

متن کامل سخنرانی رییس جمهوری اسلامی ایران به این شرح است:
 بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمين و السلام و الصلوه علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين
«اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه»

رئيس محترم ، هيات هاي محترم نمايندگي ، خانمها و آقايان
از اينكه توانستم بار ديگر در اين مجمع مهم جهاني شركت كنم خوشحالم و خداي بزرگ را سپاسگزارم .
در فضاي پر التهاب كنوني و غلبه فريادها ، تهديدها و تنش ها و در دوراني كه تدابير قدرتهاي بزرگ از حل مشكلات ناتوان ، عدم اعتماد در عرصه هاي منطقه اي و بين المللي روز افزون و امنيت رواني جوامع ، تحت هجوم سنگين طراحي هاي تبليغاتي و سياسي مخدوش و نااميدي از اثر بخشي سياستها و اقدامات سازمانهاي بين المللي در برقراري صلح و امنيت پايدار و صيانت از حقوق ملتها رو به گسترش است ، قصد دارم به برخي چالش هاي مهم و اصلي امروز جهان و علل و ريشه هاي آن اشاره و راههاي برون رفت از آنها را بررسي نمايم . از ضرورت اصلاح وضع موجود و چشم انداز اميد بخش و روشن آينده ، دوران تجلي همه زيبايي ها ، عشق ها و كرامت ها ، برپايي عدالت و شكوفايي همه استعدادهاي الهي انسان و حاكميت خداپرستي و تحقق وعده خداوند حكيم با شما سخن بگويم. سپس موضوع هسته اي ايران را به عنوان يك واقعيت و آزمايشگاه سنجش صداقت ها وكارآمدي ها و ايستادگي ها و پيروزي ها در معرض قضاوت شما قرار دهم و در پايان پيشنهادات خود را ارائه نمايم .

دوستان و همكاران گرامي
مي دانيد كه بشريت ، امروز با چالش هاي مهم ، متعدد و متنوعي مواجه است كه به برخي از آنها اشاره مي كنم؛

1- تلاش سازمان يافته براي فروپاشي خانواده و كاهش منزلت زن
خانواده مقدس ترين و با ارزش ترين بنياد انساني است كه به منزله كانون پاكترين عشق ها و محبت متقابل مادران ، پدران و فرزندان و محيط امن براي تربيت نسلهاي بشري و بستر شكوفايي عاطفه ها و استعدادها ، همواره مورد احترام همه اقوام و اديان و فرهنگها بوده است .
امروز شاهد يك هجمه سازمان يافته از ناحيه دشمنان انسانيت و چپاولگران اقتصادي براي فروپاشي اين نهاد اصيل هستيم كه با ترويج لا ابالي گري و خشونت و شكستن حريم هاي عفت و پاكدامني در صدد انجام آن هستند .
وجود ارزشمند زن به عنوان مظهر جمال الهي و نقطه جوشش محبت ، عاطفه و پاكي ، دردهه هاي اخير دستخوش سوء استفاده گسترده اصحاب قدرت ، رسانه و ثروت شده است . در برخي از جوامع ، اين وجود عزيز را در حد ابزار تبليغاتي ساقط كرده اند و همه پرده هاي عفت و حريم زيبائيها و پاكي ها را شكسته اند . اين يك خيانت بزرگ به جامعه بشري و نسل هاي متوالي و ضربه اي جبران ناپذير به پايه انسجام اجتماعي يعني خانواده است .
2- نقض گسترده حقوق بشر ، توسعه تروريسم و اشغالگري
امروز متاسفانه حقوق بشر به طور وسيع توسط برخي قدرتها به ويژه از ناحيه مدعيان انحصاري آن مورد تعرض قرار مي گيرد . برپايي زندانهاي مخفي ، ربايش افراد و محاكمه و مجازات مخفيانه و بدون رعايت معيارهاي دادرسي ، شنود گسترده مكالمات ، بازگشايي نامه ها و احضارهاي مكرر به مراكز پليسي و امنيتي به امري عادي بدل شده است . با اعلام نظر دانشمندان و مورخان در موضوعات مهم جهاني مخالفت و آنان را محاكمه و زنداني مي كنند .
به بهانه هاي گوناگون كشورها را اشغال و نا امني و اختلاف ايجاد مي كنند و همين ها را بهانه استمرار اشغالگري قرار مي دهند . بيش از شصت سال سرزمين فلسطين به عنوان جبران خسارتي كه در جنگ در سرزمين اروپا ديده اند در اشغال رژيم غير قانوني صهيونيستي است ، مردم آن آواره و يا تحت فشارهاي سنگين نظامي و تحريم هاي اقتصادي و يا در زندانهاي مخوفند . اشغالگران حمايت و تمجيد مي شوند و مردم مظلوم مورد هجوم سياسي و نظامي و تبليغاتي قرار مي گيرند . به جرم آزادي خواهي آب و برق و دارو را بر مردم فلسطيني و در شهر و ديار خودشان مي بندند و با دولت بر آمده از راي آنها مخالفت مي كنند . جريانات تروريستي زير سايه سياستمداران و نظاميان قدرتهاي بزرگ سازمان مي يابند و به جان و مال ملتها تعرض مي كنند . با اعلام قبلي ، صهيونيست هاي بي فرهنگ ، مردم را در خانه و شهرشان ترور مي كنند و تروريست ها مدال صلح مي گيرند و حمايت مي شوند . از طرف ديگر عده اي از مردم يهودي را با تبليغات دروغ و به بهانه رفاه و شغل و غذا از نقاط مختلف دنيا آواره و در سرزمين اشغالي فلسطيني اسكان مي دهند و آنان را تحت سخت ترين محدوديت ها ، فشار رواني و تهديد دائمي نگهميدارند . از بازگشت آنان به وطن اصلي شان جلوگيري مي كنند و با زور و تبليغ آنان را وادار به كينه ورزي نسبت به مردم بومي فلسطين مي كنند .
سرزمين عراق به بهانه اسقاط ديكتاتور و كشف سلاح كشتار جمعي اشغال مي شود . ديكتاتور عراق كه زماني طولاني مورد حمايت همين اشغالگران بود مي رود و سلاحي كشف نمي شود ولي اشغالگري به بهانه هاي گوناگون همچنان ادامه مي يابد. هر روز مردم كشته ، زخمي و آواره مي شوند و اشغالگران نه تنها پاسخگو و شرمنده نيستند بلكه در گزارشي ، ايجاد بازار فروش سلاح را به عنوان دستاورد لشگركشي خود معرفي مي كنند . حتي با قانون اساسي ، مجلس و دولت برآمده از راي مردم عراق نيز مقابله و مخالفت مي كنند و در عين حال شجاعت پذيرش و اعلام شكست قطعي خود و خروج از عراق را نيز ندارند.
متاسفانه شاهد اين واقعيت تلخ هستيم كه برخي قدرتها جز براي خود و حزب و گروهشان براي هيچ انسان و ملتي ارزش قائل نيستند . از نظر آنان حقوق بشر ، برابر با درآمد ها و منافع كمپانيهاي آنان و دوستانشان است . حقوق و حيثيت مردم امريكا نيز قرباني خود خواهيهاي برخي قدرتمندان است .
3- هجمه به فرهنگهاي بومي و تحقير ارزشهاي ملي ملتها
فرهنگ ، نماد هويت و رمز ماندگاري ملتها و اساس تعامل آنان با ديگران است . در يك حركت سازمان يافته ، فرهنگهاي بومي كه پيام آور يكتا پرستي ، عشق و برادري اند مورد هجوم گسترده تخريبي قرار مي گيرند ، سنت ها و ارزشهاي ملي تحقير و خودباوري و شخصيت ملتها مورد توهين و تمسخر قرار مي گيرد . هدف از اين ، ترويج روحيه تقليد ، مصرف گرايي ، دوري از خدا و ارزش هاي انساني و شكستن مقاومت ملتها و چپاول منابع آنان توسط قدرتهاي بزرگ است .
4- گستره فقر ، بي سوادي و محروميت از بهداشت و فاصله فقير و غني در جهان
در حالي كه بخش مهمي از منابع طبيعي در آسيا ، افريقا و امريكاي لاتين با تسلط سياسي و اقتصادي برخي قدرتها به يغما مي رود ، وضعيت فقر و محروميت بسيار هشدار دهنده است . به برخي آمارهاي منتشره توسط سازمان ملل متحد توجه كنيد .
- روزانه حدود 800 ميليون نفر گرسنه سر بر بالين مي گذارند و حدود 980 ميليون نفر در فقر مطلقند . يعني روزانه كمتر از يك دلار قدرت خريد دارند .
- مردم 31 كشور يعني 9 درصد جمعيت جهان داراي طول عمر متوسط 46 سال يعني 32 سال كمتر از متوسط كشورهاي برخوردار هستند .
- نسبت برخورداري بين غني و فقير در برخي نقاط به 40 برابر رسيده است.
- در بسياري از كشورها ، اكثريت مردم از آموزش و تعليم و تربيت محرومند .
- در كشورهاي در حال توسعه از هر يكصد هزار مادر در هنگام زايمان 450 نفر مي ميرند . اين نسبت در كشورهاي برخوردار 7 است و نسبت كودكاني كه درهنگام تولد مي ميرند 59 در برابر 6 است .
- يك سوم مرگ و مير در جهان يعني روزانه 50 هزار نفر ناشي از عوامل مربوط به فقر است .
گمان مي كنم همين تعداد عدد و رقم گوياي واقعيت بسيار تاسف بار حاكم بر مناسبات اقتصادي در جهان است .
5- ناديده گرفتن ارزشهاي متعالي و ترويج فريب و دروغ
برخي قدرتها تمام ارزش هاي بشري نظير صداقت ، پاكي و امانتداري را براي پيشبرد اهداف خود قرباني مي كنند . ترديد و فريب كاري را در مناسبات بين دولتها و بين مردم رواج مي دهند . آشكارا دروغ مي گويند ، تهمت مي زنند ، بر خلاف قانون عمل مي كنند و فضاي اعتماد و دوستي را به شدت تخريب مي كنند . آنان رسما اخلاق و ارزش هاي متعالي را از مناسبات كنار گذاشته اند و خودخواهي ،برتري جويي ، كينه ورزي و تحميل را جايگزين عدالت ، احترام به ديگران ، عشق ، محبت و صداقت كرده اند . اينان همه خوبيها و زيبائيهاي زندگي را فداي مطامع خود مي كنند .
6- نقض قوانين و حقوق بين الملل و ناديده گرفتن تعهدات
برخي از كساني كه خود واضع قوانين بين المللي هستند آشكارا و به راحتي آن را نقض و سياست تبعيض آلود و دوگانه اعمال مي كنند . قانون خلع سلاح اتمي را وضع مي كنند ولي هر روز نسل هاي جديدي از آن را آزمايش و انبارها را پر مي كنند . منشور ملل متحد را تنظيم كرده اند ولي حق استقلال و حاكميت بر سرنوشت ملت ها را محترم نمي شمارند . قراردادهاي رسمي خود را به راحتي و با تغيير سياست زير پا مي گذارند . به قوانين مربوط به حفظ محيط زيست تن نمي دهند . بيشترين تخلف از قوانين توسط چند قدرت جهاني انجام مي شود .
7-گسترش سايه تهديد و مسابقه تسليحاتي
برخي قدرتها در مناسبات جهاني و هر كجا كه منطق آنان در مي ماند به راحتي از زبان تهديد استفاده مي كنند . رقابت سنگين تسليحاتي سايه تهديد را بر جهان مي گستراند . مردم اروپا كه قرباني دو جنگ بزرگ و چند جنگ ديگر خانمانسوز و چند دهه جنگ سرد در قرن گذشته بودند ، امروز نيز زير سايه تهديد زندگي مي كنند و منافع ، امنيت و سرزمين آنان در سايه مسابقه تحميلي از سوي برخي قدرتها در خطر قرار مي گيرد.
يك قدرت زورگو به خود حق مي دهد كه با استقرار سامانه موشكي ، زندگي را به كام مردم يك قاره تلخ كند و زمينه ساز رقابت تسليحاتي گردد.
برخي حاكمان به ظاهر قدرتمند كه تصور مي كنند وسيله اقتداري در اختيار دارند ، بي صبرانه و در هر موضعي و هر زماني از زبان تهديد استفاده مي كنند و به اين ترتيب سايه ناامني را بر مردم ، ملتها و مناطق مي افكنند .
و بالاخره ؛
8- ناتواني سازو كارهاي بين المللي براي رفع اين چالش ها و برپايي صلح و امنيت پايدار
آشكارا مشاهده مي شود كه سازمانها و سازوكارهاي موجود فاقد ظرفيت و توانمندي لازم براي حل مشكلات ، رفع چالش ها و تنظيم عادلانه مناسبات و برقراري صلح و برادري و امنيت هستند . كمتر دولت و ملتي است كه براي احقاق حقوق و يا دفاع از استقلال ،تماميت ارضي و منافع ملي خود اميدي به اين سازو كارها داشته باشد.

دوستان و همكاران صميمي
چالشها بيش از اين است و مي دانم اگر هريك از شما در اين موضع سخن مي گفتيد موارد فراوان ديگري را ذكر مي كرديد ، ليكن به همين بسنده مي كنم .
اينك سئوال مهم و تعيين كننده اين است كه ريشه اين چالش ها و نابسامانيها چيست و در كجاست؟
در يك ارزيابي علمي و دقيق ريشه اين وضعيت در دو عامل اساسي خلاصه مي شود.
بدون ترديد عامل اول را بايد در مناسبات برآمده از جنگ دوم جهاني جستجو كرد . آنجا كه برخي قدرتهاي پيروز، نقشه سلطه برجهان را ترسيم و سياستهاي خود را نه بر اساس عدالت بلكه بر اساس تضمين منافع پيروزمندان در برابر شكست خوردگان تنظيم كردند . از اين رو سازوكارهاي برآمده از اين رويكردها و سياست ها نيز 60 سال است كه از حل عادلانه مسائل جهاني عاجز است.
برخي قدرتهاي بزرگ همچنان رفتار پيروزمندان در جنگ جهاني را دارند و ساير دولتها و ملتها، حتي آنان كه در جنگ هيچ مشاركت و دخالتي نداشته اند را شكست خوردگان جنگ به حساب مي آورند و از موضع ارباب و رعيتي ، ملت ها را تحقير و از آنان باج خواهي مي كنند .
براي خودشان حقوق برتر قائلند و در برابر هيچ سازمان و مرجع بين المللي پاسخگو نيستند .

همكاران ، جناب رئيس ، خانم ها و آقايان
در ميان همه سازمانهاي ناكارآمد، متأسفانه شوراي امنيت سازمان ملل در صدر قرار دارد .
شرايطي ايجاد كرده اند كه برخي قدرتها با حق ويژه و انحصاري در شوراي امنيت، چه شاكي باشند و چه متهم، همزمان دادستان، قاضي و مجري حكم هم هستند . بسيار طبيعي است كه كشورها و ملت هاي مورد تعرض آنان اميد نداشته باشند از طريق آن شورا حقوق خود را تاديه كنند.
بشريت شاهد بود كه متأسفانه در تمام جنگهاي طولاني نظير جنگ كره و ويتنام، جنگ صهيونيستها عليه فلسطينيان و لبنان، جنگ صدام عليه ملت ايران و جنگهاي نژادي در اروپا و آفريقا همواره برخي از قدرتهاي عضو در شوراي امنيت در يك طرف مخاصمه بوده اند و يا از يك طرف كه غالباً متجاوز بوده است و يا از اصل مخاصمه حمايت كرده اند .
عراق را ببينيد ، ابتدا سرزمين را اشغال و سپس از شوراي امنيت تقاضاي مجوز كردند . شورايي كه همين اشغالگران با حق وتو در آن حضور دارند .
مردم عراق بايد از چه كسي و به كجا شكايت كنند و اميد احقاق حق خود را داشته باشند ؟
در لبنان ديديم كه برخي قدرتها مدت سي و سه روز شوراي امنيت را ، به اميد غلبه رژيم صهيونيستي ، از تصميم گيري بازداشتند و زماني كه از پيروزي آن رژيم اشغالگر مأيوس شدند اجازه دادند قطعنامه آتش بس صادرشود . در حالي كه وظيفه اصلي شوراي امنيت جلوگيري از گسترش نزاع، برقراري آتش بس و متعاقب آن صلح و امنيت است . مردم لبنان بايد به چه كسي و كدام سازماني شكايت كنند ؟

عاليجنابان، خانم ها و آقايان
حضور برخي قدرتهاي انحصار طلب ، شورا را از انجام وظايف اصلي خود يعني پاسداري از صلح و امنيت بر پايه عدالت بازداشته است . اعتبار شورا مخدوش و كارآيي آن در دفاع از حقوق اعضاي سازمان ملل از بين رفته است . بسياري از ملتها اعتماد خود را به اين شورا از دست داده اند.
برخي ديگر از ساز و كارها مثل ساز و كارهاي پولي و بانكي نيز وضعيت مشابهي داشته و به ابزار تحميل خواسته برخي قدرتها تبديل شده اند .
روشن است كه اين ساز و كارها توان پاسخگويي به نيازهاي امروز و حل چالش ها و برقراري مناسبات عادلانه و پايدار را ندارند .

همكاران عزيز
باز بدون ترديد عامل دوم و مهمتر ، روي گرداني برخي از قدرتهاي بزرگ از اخلاق ، ارزش هاي الهي و آئين پيامبران و ناديده گرفتن دستورات خداي حكيم و همچنين حاكميت انسانهاي ناصالح است . افراد ناصالحي كه نمي توانند خود را اداره و كنترل كنند چگونه مي توانند بر بشريت حكومت و امور انسانها را اصلاح كنند ؟
متاسفانه آنان خود را به جاي خدا قرار داده اند ! تابع هوس هاي خود هستند و همه چيز را براي خودشان مي خواهند . براي آنان كرامت انساني ، جان و مال و سرزمين ديگران اعتباري ندارد .
قرنهاست بشر زخم عميق برخي قدرتهاي ناصالح را بر تن خسته خود دارد و هم امروز نيز ريشه اصلي مشكلات جهان ، بي اعتنايي به ارزش ها و اخلاق و مديريت انسانهاي خود خواه و ناشايسته است .

دوستان ، خانمها ، آقايان
تنها راه اصلاح پايدار ، بازگشت به تعليمات انبياي الهي ، يكتا پرستي ، احترام به كرامت انسانها و جاري شدن عشق و محبت در همه تعاملات ، مناسبات و قوانين و سپس اصلاح ساختارها بر همين اساس است .
براي تحقق اين هدف از همگان دعوت مي كنم تا جبهه برادري ، دوستي و صلح پايدار برپايه خداپرستي و عدالت را تحت عنوان (( همبستگي براي صلح ))تشكيل دهيم و ازتجاوزها و خودخواهي ها جلوگيري و فرهنگ محبت و عدالت را ترويج كنيم و اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران با كمك همه دولتها و ملتهاي مستقل ، صلح طلب و عدالت خواه در اين مسير حركت خواهد كرد .
خدا پرستي ، عدالت و عشق به انسانها بايد بر همه اركان سازمان ملل حاكم شود و اين سازمان بايد مرجع عدالت محوري باشد كه هر عضو آن از حمايت هاي معنوي و حقوقي برابر با ديگران برخوردار باشد.
مجمع عمومي به نمايندگي از جامعه بين المللي بايد به عنوان اصلي ترين ركن اين سازمان شناخته شود تا به دور از فشارها و تهديدهاي قدرتهاي بزرگ نسبت به اصلاح ساختارهاي سازمان ملل اقدام كند و به ويژه شوراي امنيت را از وضعيت موجود تغيير دهد و ساختار جديدي مبتني بر عدالت و دموكراسي براي آن تعريف نمايد تا بتواند پاسخگوي نيازهاي موجود و حل چالش ها و برقراري ثبات و امنيت پايدار باشد.

جناب رئيس، عاليجنابان
موضوع هسته اي ايران يك نمونه آشكار از عملكرد اين سازو كارها و انديشه حاكم بر آنان است.
همه ميدانيد، ايران عضو رسمي آژانس و پايبند به قوانين و مقررات آن است و بيشترين همكاري را در تمام زمينه ها داشته است . همه فعاليت هاي ايران صلح آميز و كاملاً شفاف بوده است .
طبق اساسنامه هر عضو آژانس حقوق و تكاليفي دارد . مكلف است در مسير صلح آميز حركت و تحت نظر آژانس به ديگر اعضاء براي بهره مندي از چرخه توليد سوخت ياري كند و حق دارد كه از حمايت آژانس برخوردار باشد و طبق قوانين با كمك ساير اعضاء و آژانس چرخه توليد سوخت را دراختيار بگيرد.
ايران تاكنون همه تكاليف خود را بجا آورده است ولي از حق كمك هاي فني سايرين و آژانس و در مقاطعي از حمايت آژانس نيز بي بهره بوده است.
حدود پنج سال برخي از همان قدرتهايي كه ذكر كردم با فشار سنگين بر آژانس بين المللي انرژي هسته اي تلاش كردند از بهره مندي ملت ايران از حقوق خود جلوگيري كنند .
موضوع هسته اي را از مسير قانوني خارج و بافضاسازي سياسي از همه توان خود براي تحميل خواستهايشان بهره بردند . دولت ايران براي اعتماد سازي، تمام راه ها را طي كرد ولي آنان به چيزي جز توقف كامل همه تحقيقات و فعاليت ها و حتي رشته هاي دانشگاهي و محروم كردن ملت ايران از همه حقوق خود قانع نبودند تا جايي كه حتي مراكزي كه جزء چرخه توليد سوخت و نيازمند نظارت آژانس نبود نيز تعطيل شد . پس از سه سال مذاكره و تلاش براي اعتماد سازي، ملت ايران به اين باور قطعي رسيد كه دغدغه اين قدرتها انحراف احتمالي فعاليت هاي هسته اي ايران نيست بلكه اين بهانه اي براي جلوگيري از پيشرفت علمي او است و اگر روند ادامه يابد تا 20 سال بعد هم احتمال برخورداري از حقوقش وجود ندارد . بهمين دليل تصميم گرفت كار را از همان مسير درست حقوقي يعني آژانس دنبال كند و تحميل هاي سياسي و غيرقانوني قدرتهاي زياده خواه را كنار بگذارد .
در مدت دو سال اخير بارها و بارها ملت ايران به واسطه سوء استفاده قدرت ها از شوراي امنيت مورد اتهام و حتي تهديد نظامي و تحريم هاي غيرقانوني قرار گرفت ولي به لطف ايمان به خدا و وحدت ملي ، گام به گام جلو رفت و اينك كشور ايران به عنوان دارنده چرخه توليد صنعتي سوخت هسته اي با كاربرد صلح آميز شناخته شده است . متاسفانه شوراي امنيت در اين موضوع بسيار روشن حقوقي تحت تاثير فشار برخي قدرتهاي زورگو نتوانست عدالت را برپا دارد و از حقوق ملت ايران پاسداري كند .
خوشبختانه اخيراً آژانس مجدداً در صدد بازيابي نقش قانوني خود يعني حمايت از حقوق اعضاء در كنار نظارت بر فعاليتها برآمده است . ما اين را رويكرد درست و عملكرد صحيح اين سازمان ارزيابي مي كنيم . قبلاً ، به طور غير قانوني اصرار بر سياسي كردن موضوع هسته اي ملت ايران داشتند ولي امروز به لطف ايستادگي ملت ايران ، كار به آژانس برگشته است و من رسماً اعلام مي كنم كه از نظر ما موضوع هسته اي ايران خاتمه يافته و به يك امر عادي در آژانس بدل شده است . امروز سوالهاي مهم و فراواني درباره فعاليت هاي هسته اي برخي از همين قدرتها در آژانس مطرح است كه بايد بررسي شود. البته ملت ايران همواره آماده گفتگوي سازنده با همگان بوده و خواهد بود.
مي خواهم از همه دولتها و ملتهايي كه در اين دوره سخت ، ازحقوق قانوني ملت و سرزمين من حمايت كردند و از كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد و ديگر دوستان در شوراي امنيت و شوراي حكام و از كارشناسان قانونمدار و متعهد آژانس و از مديركل آن به خاطر ايستادگي بر قانون تشكر كنم و اعلام كنم كه برخلاف قدرتهاي انحصار طلب، ملت ايران آماده است طبق تكاليف اساسنامه آژانس و زير نظر اين سازمان تجربيات خود را در قالب برنامه آموزشي در اختيار ديگر اعضا قرار دهد .
اينك خطاب به كساني كه حدود پنج سال مزاحم ملت ايران شدند ، به مردم با فرهنگ و تمدن ساز سرزمينم توهين كردند و اتهام ها زدند ، نصيحت مي كنم كه؛ از تاريخ و ازاقدامات اخيرخود عبرت بگيرند . با ملت بزرگ ايران بسيار بدرفتاري كردند ولي توجه كنند كه با ديگر اعضاء سازمانهاي بين المللي چنين نكنند . آبروي سازمانهاي جهاني را قرباني خواسته هاي خود نكنند . امروز ملتها بيدارند و مي ايستند . شما خودتان را اصلاح كنيد دنيا اصلاح مي شود.
ملتها خوبند و مي توانند با هم در صلح و صفا زندگي كنند . آنها بكوشند به ملت هاي خودشان خدمت كنند ، ديگران نيازي به آنها ندارند .
آيا وقت آن نرسيده است كه آنها از مسير خودخواهي و تبعيت از شيطان به مسير خداپرستي برگردند ؟!
آيا دوست ندارند كه از آلودگي ها پاك شوند، تسليم امر خدا شوند و به او ايمان بياورند؟
ايمان به خدا يعني ايمان به صداقت، پاكي ، عدالت و عشق به ديگران !
آنان بدانند كه از پاكي ، صداقت ، عدالت ، دوست داشتن و احترام به كرامت انسانها ضرر نمي كنند و مطمئن باشند در نزد ملتها اين ارزش ها زيباتر و پسنديده تر است .
اين دعوت همه پيامبران الهي از حضرت آدم تا نوح و ابراهيم، موسي كليم الله، عيسي روح الله و حضرت محمد رسول الله(ص) است .
اگر دعوت را اجابت كنند نجات مي يابند و اگر اجابت نكنند به سرنوشت گذشتگان دچار مي شوند .
قرآن كريم مي فرمايد :
«و هركس دعوت حق را اجابت نكند خدا را در زمين ناتوان نمي كند و براي او ياوراني جز خدا نخواهد بود و او در گمراهي آشكار است.» سوره احقاف آيه 32
آنان هيچ چيز از خود ندارند و نمي توانند از سيطره حكومت و اراده خدا فرار كنند.
در اين اجتماع مهم بايد اين سخن خداي بزرگ در قرآن كريم را به آنان يادآور شد كه :
«آيا به قدرتها و دولتهاي قبل از خود نمي نگرند . اگر گذشتگان صاحب چيزي بودند، آنرا نگه مي داشتند و اجازه نمي دادند شما جايگزين آنان شويد. خدا به واسطه گناهانشان آنانرا نابود كرد و كسي در برابر خدا از آنان حفاظت نكرد.»
آنان بدانند راه و رسم و انديشه مبتني بر بي عدالتي و ظلم از بين خواهد رفت. آيا نشانه هاي بيداري و مقاومت مبتني بر خداپرستي، انسان دوستي و عدالت طلبي ملتها را نمي بينند. آيا متوجه نيستند كه غروب امپراتوري ها نزديك است .
اميدوارم اين دعوت پاسخ عملي داشته باشد .

عاليجنابان
ملتها و دولت ها مجبور نيستند كه تابع بي عدالتي برخي قدرتها باشند . آنان به دلايلي كه ذكر شد شايستگي رهبري و تدبير امور جهان را از دست داده اند .
من رسما اعلام مي كنم كه ؛ دوران مناسبات برخاسته از جنگ دوم جهاني و دوران انديشه هاي مادي مبتني بر خودخواهي و سيطره طلبي پايان يافته است.
بشر از يك گردنه سنگين تاريخي عبور كرده است و دوران گرايش به توحيد ، پاكي ، مهرورزي ، احترام به ديگران ، عدالت و صلح طلبي واقعي آغاز شده است .
وعده الهي است كه حق پيروز است و زمين به انسانهاي صالح به ارث خواهد رسيد .
اي آزادگان ، مومنان و مردم جهان به خدا اميدوار باشيد و اي تشنگان ارزشهاي متعالي در هر كجا كه هستيد بكوشيد تا با خدمت به انسانها و عدالت خواهي ، فرصت تحقق اين وعده بزرگ الهي را فراهم كنيد .
دوران تاريكي ها پايان مي پذيرد ، اسيران به خانه هاي خود برمي گردند ، سرزمينهاي اشغالي آزاد مي گردد ، فلسطين و عراق از سلطه اشغالگران آزاد مي شود و مردم اروپا و امريكا از فشار صهيونيستها رهايي خواهند يافت . دولتهاي مهربان و دوستدار انسانها جايگزين دولتهاي خشن و زورگو خواهند شد . كرامت انساني اعاده مي گردد . عطر دل انگيز عدالت منتشر خواهد شد و مردم با محبت و برادري در كنار يكديگر زندگي خواهند كرد .
تلاش در اين راه و براي حاكميت انسانهاي صالح و انسان صالح كامل ، آخرين برگزيده خدا و موعود امم ، در حقيقت مرهم نهايي زخمها و حلال همه مشكلات و بر پا كننده عشق ، زيبايي ، عدالت و حيات سعادتمند در همه دنياست . همين اعتقاد و تلاش ، رمز وحدت و تعامل سازنده بين ملتها و دولتها و آحاد جامعه بشري و همه عدالتخواهان واقعي است .
بدون ترديد موعود امم و مصلح كل و نجات بخش نهايي و آخرين پيك آسماني مي آيد و همراه همه خداپرستان ، عدالت طلبان و مهرورزان ، آينده درخشان را بر پا و جهان را پر از عدل و زيبايي خواهد كرد . اين وعده خداست و وعده خدا تخلف نمي پذيرد.
بيائيد ما هم سهمي در تحقق اين همه شكوه و زيبايي داشته باشيم .
به اميد آينده روشن بشري و طلوع صبح رهايي و آزادي همه انسان ها و محو مظاهر ظلم ، نفرت و خشونت و حاكميت كامل عشق و محبت در سراسر جهان .
آينده اي كه آن را نزديك مي بينم .

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط حصیب حسنی  | 

سخن نخست

پرسش مهر هشت يكشنبه اول مهر همزمان با آغاز سال تحصيلي جديد توسط دكتر "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري در بين دانش آموزان مدرسه راهنمايي حجاب منطقه ‪ ۹‬تهران مطرح شد.


به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرنا، پرسش مهر ‪ ۸‬درباره عوامل پيشرفت همه جانبه و موانع پيشرفت بوده است .

رييس جمهور اين پرسش‌ها را با دانش آموزان مطرح كرد.


* عواملي كه ما را در مسير پيشرفت همه جانبه قرار مي‌دهد، چيست؟
* عوامل پيشرفت،راه‌هاي پيشرفت و موانع پيشرفت چيست و چه چيزهايي مانع پيشرفت ماست؟

* موانع پيشرفت كدامند و چه كنيم تا موانع را از پيش رو برداريم و با سرعت به سمت قله‌ها حركت كنيم؟
به برگزيدگان اين مسابقه لوح تقدير رتبه‌هاي اول به امضاي رييس جمهوري ، رتبه دوم به امضاي وزير آموزش و پرورش و رتبه سوم به امضاي رييس ستاد اجرايي پرسش مهر اهدا مي‌شود.

پرسش مهر در رشته‌هاي شعر، نثر ادبي، داستان نويسي،مقاله‌پژوهشي، طراحي ، نقاشي، كاريكاتور، نشريه ديواري، نشريه غير حرفه‌اي، نمايش نامه نويسي، فيلم و وبلاگ در دو بخش دانش آموزان و فرهنگيان برگزار مي‌شود كه آثار شركت‌كنندگان جداگانه در دوره ابتدايي تا دوم راهنمايي،سوم راهنمايي، اول و دوم متوسطه،سوم متوسطه و پيش‌دانشگاهي و در بخش فرهنگيان نيز در سه گروه ديپلم و فوق ديپلم ، ليسانس و فوق ليسانس و بالاتر ارزيابي مي‌شود.

فعاليت‌هاي پرسش مهر بعد از قرائت پرسش‌ها توسط رييس جمهوري از ابتداي مهر آغاز مي‌شود و دانش آموزان و فرهنگيان تا فروردين ماه فرصت دارند آثار خود را ارسال كنند.

اين آثار ارديبهشت ماه در مناطق و خردادماه در مراكز استان‌ها ارزيابي مي‌شوند كه در اين مرحله منتخبان كشوري مشخص مي‌شود.

هدف از برگزاري پرسش مهر،ايجاد انگيزه و رغبت مطالعه، تحقيق و پژوهشي و فعاليت فرهنگي و هنري در ميان دانش آموزان و فرهنگيان اعلام شده است.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط حصیب حسنی  | 

با سلام به خدمت کلیه علاقمندان و دوستداران علم و دانش این وبلاگ جهت اطلاع و آگاهی و پاسخ به سوالات ریاست جمهوری راه اندازی گردیده است امیدوارم از نظرات ارزنده خویش در این خصوص ما را بی نصیب نسازید                                     مدیر وبلاگ  حصیب حسنی
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:47 بعد از ظهر  توسط حصیب حسنی  | 

نقش محبت و مهرورزی در تعليم و تربيت

تربيت واقعي و صحيح با يك كلمه كه همان " عشق " است آغاز مي شود . عشق و نشانه هاي مربوط به آن از چنان اهميتي برخوردار است كه بدون ذخاير و گنجينه هاي نهفته ي آدمي ظاهر و آشكار نمي شود . "محبت" و "مهرورزي" در زندگي همه ي ما به خصوص كودكان و نوجوانان نقش اساسي دارد . محبت قانوني است كه سلامت و سعادت و شادماني و هماهنگي و همه گونه كاميابي را براي آدمي به ارمغان مي آورد ؛ به شرط آنكه بدانيم چگونه و به چه اندازه از اين اكسير حيات استفاده شود تا ازافراط وتفريط كه هر يك عوارض نامطلوبي درتربيت دارند پيش گيري شود . اگر كسي احساس كند كه دردل و قلب ديگري جاي دارد ، به راحتي نمي تواند از او دل بكند و آنچه بيش از همه انسانها را به يكديگر پيوند مي زند همين جايگاه ها است . پيوندي قوي تر از محبت نمي تواند انسانها را به يكديگر نزديك سازد . پيوند ناشي از محبت ، پيوندي است كه به سادگي گسسته نمي شود . هر چه پيوند عاطفي بين مربي و متربي محكم تر باشد ، صداقت و يكرنگي و صفاي بيشتري بين آنها رواج خواهد يافت ونادرستي وناراستي و تقلب كمتري دربين آنها مشاهده خواهد شد.معلم واقعي كسي است كه محبت فراگيران را به صورت عميق در دل داشته باشد و آنان را همچون فرزندان خود دوست داشته بدارد . بسياري از رفتارهاي ناهنجار فراگيران را كه معلول شرايط نامساعد خانواده و يا اطرافيان اوست با محبت و صبر و حوصله مي توان درمان كرد . معلم بايد با صبر و حوصله به سراغ او رود و بي آنكه محبت او شكل ترحم به خود بگيرد مي تواند قلب او را تسخير كرده و با نيروي معجزه آساي مهر و محبت بيماري روحي و رواني او را درمان كند .
معلمان بايد در اين زمينه به نكات زير توجه نمايند :
v    تشخيص  كودكاني كه در خانواده از محبت لازم برخوردار نبوده اند و برقراري رفتار محبت آميز با آنان به شيوه اي طبيعي
v    سعي بر تغيير نگرش و رفتارهاي نامناسب كودكان محروم از محبت ، با تشخيص استعدادها توانايي ها ورغبتهاي آنان وترغيب وتشويقشان به انجام فعاليت هاي سازنده
v    تشويق وترغيب دانش آموزان در برقراري روابط صميمانه و محبت آميز با يكديگر
v    خودداري از تبعيض و يا افراط در تشويق عده اي خاص از دانش آموزان ؛ خصوصاَ در حضور دانش آموزان ديگر
v    مورد خطاب قرار دادن نام دانش آموزان همراه با محبت و توأم با احترام .
v    گوش دادن به سخنان دانش آموزان با مهرباني و حوصله در هنگام صحبت كردن و يا سؤال پرسيدن .
v    برخورد محبت آميزتر با دانش آموزان در محيط بيرون از مدرسه .
v    اظهار محبت  و همدردي  از جانب  مربيان  در مواقعي  كه  براي  دانش آموز و  يا خانواده اش  حادثه يا آسيبي پيش مي آيد .

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط حصیب حسنی  |